بدانجهت كه صاحب مال و فرزند است . ( 14 )
چون آيات ما بر او خوانده شد ، گويد :
اساطير پيشينيان است . ( 15 )
زوداكه بر بينىاش داغ گذاريم . ( 16 )
واژگان
ما يَسْطُرُونَ :
آنچه مىنويسند .
غَيْرَ مَمْنُونٍ :
با دادن پاداش ، بر تو منت نمىنهد و يا اينكه پاداش او قطع نمىشود و يا هردو معنا منظور است .
فستبصر : بهزودى آگاه خواهى شد .
المفتون : كسىكه همچون ديوانه به ديدگاههاى فاسد مبتلا شود .
مداهنة : سازش و مدارا در چيزىكه سزاوار نيست .
الحلّاف : كسىكه به حق يا ناحق فراوان سوگند مىخورد .
مهين : حقير و پست .
الهمّاز : كسىكه بر مردم خرده مىگيرد ، عيبجو .
مشّاء : كسىكه با سخنچينى در ميان مردم ايجاد فساد مىكند ، سخنچين ،
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ :
خودش كار نيك نمىكند و ديگران را هم از انجام آن جلوگيرى مىكند .
معتد : ستمگر .
أثيم : بسيار گناهكار
عتلّ : درشتخو ، سنگدل و ديرفهم .
زنيم : ناشناخته نسبت .
سنسمه : بهزودى نشانهاى براى او قرار خواهيم داد كه نشانگر او باشد .
الخرطوم : بينى .
اعراب
« ن »
بنابر حذف مضاف است : هذه سورة
« ن »
،
« وَ الْقَلَمِ »
، « واو » براى قسم و جواب