تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
بدان‌جهت كه صاحب مال و فرزند است . ( 14 ) چون آيات ما بر او خوانده شد ، گويد : اساطير پيشينيان است . ( 15 ) زوداكه بر بينىاش داغ گذاريم . ( 16 )

واژگان

ما يَسْطُرُونَ :
آنچه مىنويسند .
غَيْرَ مَمْنُونٍ :
با دادن پاداش ، بر تو منت نمىنهد و يا اين‌كه پاداش او قطع نمىشود و يا هردو معنا منظور است . فستبصر : به‌زودى آگاه خواهى شد . المفتون : كسىكه هم‌چون ديوانه به ديدگاه‌هاى فاسد مبتلا شود . مداهنة : سازش و مدارا در چيزىكه سزاوار نيست . الحلّاف : كسىكه به حق يا ناحق فراوان سوگند مىخورد . مهين : حقير و پست . الهمّاز : كسىكه بر مردم خرده مىگيرد ، عيب‌جو . مشّاء : كسىكه با سخن‌چينى در ميان مردم ايجاد فساد مىكند ، سخن‌چين ،
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ :
خودش كار نيك نمىكند و ديگران را هم از انجام آن جلوگيرى مىكند . معتد : ستمگر . أثيم : بسيار گناهكار عتلّ : درشت‌خو ، سنگ‌دل و ديرفهم . زنيم : ناشناخته نسبت . سنسمه : به‌زودى نشانه‌اى براى او قرار خواهيم داد كه نشانگر او باشد . الخرطوم : بينى .

اعراب

« ن »
بنابر حذف مضاف است : هذه سورة
« ن »
،
« وَ الْقَلَمِ »
، « واو » براى قسم و جواب