تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
آمد كه در آن به‌جا نمىماند از قرآن مگر نشانه‌اى و از اسلام مگر نامى . در آن روزگار مسجدشان از جهت ساختمان آباد است امّا از جهت هدايت و رستگارى ويران . ساكنان و آبادكنندگان آنها بدترين اهل زمين هستند [ زيرا ] از آنها فتنه و تبهكارى بيرون مىآيد و در آنها معصيت و گناه جاى ميگيرد . . . خداى سبحان مىگويد : به حق خودم سوگند ياد كرده‌ام كه فتنه و تبهكارى را بر آن مردم برانگيزم ، به‌گونه‌اى كه بردبار خردمند در [ رهايى از ] آن سرگردان ماند » . كدامين فتنه و بلا سخت‌تر و بزرگ‌تر از صهيونيزم و استعمار است ؟
عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ .
اين تخت‌ها به‌گونه‌اى بافته شده كه با بدن‌هاى نرم بهشتيان و صورت‌هاى زيبايشان همخوانى دارد .
مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ .
گرفتارىها و غم‌هاى خانواده درآن‌جا وجود ندارد .
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ .
ظرف‌هايى از عسل پاكيزه و جام‌هايى از شرابى كه براى نوشندگان سخت لذّت‌بخش است و ابريق‌هايى از باده‌اى مهر شده كه براى به‌دست آوردن آنها بايد رقابت‌كنندگان به رقابت بپردازند .
لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ ،
اين شراب ، نه سردرد مىآورد و نه بيهوشى و نه تمام شدنى است .
وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ * وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ * وَ حُورٌ عِينٌ * كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ .
شرابى پاك و گوشتى تازه و ميوه‌هايى رنگارنگ و زنانى درشت چشم و زيباروى و خدمتگزاران و فرش‌ها و شادمانى و آسايش و آرامش ، نه پيش‌آمدها و نه سختىها . . . تمامى اينها ،
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
پاداش اعمالى هستند كه آنان به قصد نيكى و مصالح عمومى و بدون سروصدا و رياكارى انجام مىدادند .
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً * إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً .
آنان از كجا سخن زشت و گناه را بشنوند ، درحالىكه در بهشت كسى جز به نيكى سخن نمىگويد ؟ تمامى اين نعمت‌ها براى پيشينيان است . امّا بهرهء اصحاب يمين را خداوند به‌صورت زير بيان كرده است :