تفسير
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ .
مراد از واژهء « واقعه » دراينجا قيامت است و معناى آيه چنين مىباشد : مردم در دنيا دو دستهاند : برخى قيامت را تصديق مىكنند و برخى تكذيب ، امّا وقتىكه قيامت بيايد و هركس آنچه را انجام داده ، دريافت كند ، در اينهنگام اعتراف مىكنند و تكذيب نمىكنند . چگونه تكذيب كنند ، درحالىكه قيامت خافضة رافعة است ، يعنى جنايتكاران را پايين مىآورد و پرهيزكاران را بالا مىبرد .
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا * وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا .
خداوند با اين سخنان خود به ويرانى جهان اشاره مىكند و اينكه زمين بهوسيلهء زلزله ويران مىشود و كوهها به غبارى مبدّل مىگردند .
وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً .
خداوند مردم را در روز قيامت گرد مىآورد و آنان را به سه گروه تقسيم مىكند :
1 .
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ،
آنان كسانى هستند كه در قيامت ، پروندههايشان را بهدست راستشان مىدهند . خداوند مىگويد : « امّا هركس كه نامهء اعمالش را بهدست راستش مىدهند ، مىگويد : نامهء مرا بگيريد و بخوانيد . من يقين داشتم كه حساب خود را خواهم ديد . پس او در يك زندگى پسنديده و خوش خواهد بود ، در بهشتى برين » . « 1 »
2 .
وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ .
آنان كسانى هستند كه پروندههايشان را بهدست چپشان مىدهند . خداى سبحان مىگويد : « اما آن كس را كه نامهء اعمالش را بهدست چپش دهند ، مىگويد : اى كاش نامهء مرا بهدست من نداده بودند و ندانسته بودم كه حساب من چيست . اى كاش همان مرگ مىبود و بس » . « 2 »
هامش
( 1 ) . حاقّه ( 69 ) آيهء 21 و 22 .
( 2 ) . همان ، آيات 25 - 27 .