دگرگون سازد . به تفسير آيه :
« وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً »
« 1 » جلد 5 رجوع كنيد . هركدام از درياها و رودخانهها براى آفريدگان و بندگان خداوند منافع و سودهايى دارند .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ،
آيا نعمت درياها را تكذيب مىكنيد ، يا نعمت رودخانهها و يا ديگر نعمتها را ؟
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ .
بيشتر و يا بسيارى از مفسّران در تفسير اين آيه دچار حيرت شدهاند ، چون آنان دارند كه مرواريد و مرجان تنها از درياى شور بيرون مىآيند ، با اينكه خداوند فرموده است :
« يَخْرُجُ مِنْهُمَا » ،
يعنى هم از درياى شور و هم از درياى شيرين بيرون مىآيند . اين مفسّران دست به تأويل و توجيه زدهاند . . . امّا فخر رازى گفته است : چگونه مىتوان يقين پيدا كرد كه مرواريد و مرجان تنها از آب شور بهدست مىآيد ؟ كسانىكه بيابانها را پيمودهاند و شهرها را گردش كردهاند ، بسيارى از امور مربوط به خشكى برايشان پوشيده مانده است . بنابراين ، چگونه مىتوانند به آنچه در ژرفاى درياها قرار دارد پىببرند ؟ فرض كنيد كه غوّاصان مرواريد را تنها از آب شور بيرون آوردهاند و مرواريد را جز در اين آب ، در جاى ديگر نيافتهاند ، ليكن اين امر مستلزم اين نمىباشد كه در جاهاى ديگر وجود نداشته باشد . بنابراين ، ظاهر سخن خداوند باارزشتر از سخن مردم است .
ما نيز همين منطق درست را برمىگزينيم و نظر شيخ مراغى در تفسيرش نيز همين را تأييد مىكند : « دانش جديد كشف كرده است كه همانگونه كه مرواريد از درياى شور استخراج مىشود ، از درياى شيرين نيز استخراج مىشود و همچنين مرجان .
هرچند غالبا از آبشور بيرون مىآيد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ،
كدامين نعمت از اين نعمتها را تكذيب مىكنيد ؟
به شيعهء اماميه نسبت داده شده است كه آنان مىگويند : مراد از بحرين ، على و
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 53 .