برخى از آتش و نيز برخى از آنها را مىتوان ديد و برخى از ديدهها پنهانند .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ،
آيا آفرينش انسان از گل خشكشدهاى همچون سفال را تكذيب مىكنيد و يا آفرينش جنّ از شعلهاى بىدود را و يا آفرينش ديگر آفريدهها را ؟
« مارِجٍ » :
شعلهاى بىدود . اينجانب بيم از آن دارم كسانىكه وحى را بر دانش جديد تطبيق مىكنند ، بگويند : واژهء
« مارِجٍ »
به كشف گاز و الكل مصنوعى اشاره دارد .
امّا تكرار سخن خداوند :
« فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ »
بهسبب تكرار و تعدّد عواملى است كه موجب تكرار اين آيه شده است . اين عوامل عبارتند از انواع نعمتهايى كه انسان دربارهء آنها مورد پرسش قرار مىگيرد . چنانكه به كسىكه انواع كمك در اختيارش قرار دادى ، مىگويى : من تو را از دست دشمنت درحالى رهايى بخشيدم كه او بر تو مسلط شده بود و پولهاى زيادى به تو دادم . پس كداميك از اينها را تكذيب مىكنى ؟ فرزندانت را آموزش دادم ، خانهاى برايت ساختم . پس كداميك از اينها را تكذيب مىكنى ؟ بنابراين ، تكرار و تأكيد براى يكچيز نيست .
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ .
مراد از « مشرقين » و « مغربين » دراينجا مشرق و مغرب ماه و خورشيد است و تنها همين معنا در ذهنها خطور مىكند و ترديدى نيست بيشتر زندگان به طلوع خورشيد و ماه و غروب اين دو نياز دارند و حتّى گفتهاند : زندگى بر روى زمين بدون اين دو امكانپذير نمىباشد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
آيا نعمت طلوع را تكذيب ميكنيد ، يا نعمت غروب و يا ديگر نعمتها را ؟
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ * بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ .
واژهء « بحر » بر آب فراوان اطلاق مىشود ، خواه گوارا و شيرين باشد ، خواه نباشد . مراد از « بحرين » دراينجا آب درياها و رودخانههاست .
« مَرَجَ » :
دوطرف اين دو دريا با يكديگر برخورد كردند و درهم آميختند .
« بَرْزَخٌ » :
مانع ، دراينجا مراد از آن قدرت خداى تعالى است .
« لا يَبْغِيانِ » :
يكى از اين دو دريا به ديگرى تجاوز نمىكند تا آن را از حالتى كه دارد