تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

خدا ، انسان و ابن عربى

محى الدّين ابن عربى در جزء چهارم از كتابش : الفتوحات پيرامون سخن خداوند :
« ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
سخنى دارد كه بيان آن بدين قرار است : خداوند
« الْإِكْرامِ »
را به
« الْجَلالِ »
، بدين‌سبب عطف كرده است كه وقتى انسان توصيف خدا به
« الْجَلالِ » ،
بدون
« الْإِكْرامِ »
را بشنود ، به وى حالت نااميدى از رسيدن به خداوند ، دست مىدهد ، زيرا او خود را دربرابر عظمت الهى ، هيچ مىبيند . از اين‌رو ، خداوند اين توهّم را از انسان بر طرف كرد . چه ،
« الْإِكْرامِ »
را به
« الْجَلالِ »
عطف كرد و گردآورى ميان اين دو صفت ، بدين معناست كه هرچند خداوند بزرگ است ، ليكن او انسان را هم بزرگ مىشمارد و به‌خاطر لطف و بخشندگى كه دارد ، او را مورد توجّه قرار مىدهد . زمانى كه انسان به اين موقعيت و منزلت خويش در پيشگاه خدا پىببرد ، بزرگى و شرافت خود را درك مىكند و متوجه مىشود كه اگر او بزرگ نبود ، خداوند او را اين‌گونه مورد عنايت قرار نمىداد و نيز انسان بيشتر خداوند را بزرگ مىشمارد ، زيرا مىداند كه خودش در پيشگاه خدا بزرگ است . ما نيز به سخن ابن عربى مىافزاييم : كسىكه وجود خدا را انكار كند ، خود را از داشتن هرگونه ارزشى ساقط كرده و ناخواسته ، خود و عظمت خود را انكار نموده است ، چون او نسبت به‌كسى بدى كرده كه وى را به‌وجود آورده و بزرگ داشته است و اين انسان از سوى خداوند سزاوار عذاب مىباشد : « و هركه مرتكب گناه مىشود ، پس آنان‌كه مرتكب گناه مىشوند جز به‌اندازهء عملشان مجازات نشوند » . « 1 »
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
مراد از واژهء « سؤال » دراين‌جا نيازمندى است و معناى آيه چنين مىباشد : تمامى موجودات ، همان‌گونه كه در اصل وجودشان به خدا نياز دارند ، در بقا و در تمامى حالاتشان به او نيازمند هستند و اوست كه لحظه
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 84 .