تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟ ( 25 ) هرچه بر روى زمين است دستخوش فناست . ( 26 ) و ذات پروردگار صاحب جلالت و اكرام توست كه باقى مىماند . ( 27 ) پس كدام‌يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟ ( 28 ) هركس كه در آسمان‌ها و زمين است سائل درگاه اوست ، و او هرروز در كارى است . ( 29 ) پس كدام‌يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟ ( 30 )

تفسير

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ .
مراد از انسان ، آدم ابو البشر است . مراد از صلصال ، گل خشك ناپخته است كه وقتى پخته شود آن را فخّار ( سفال ) مىگويند . در جلد 4 ميان چهار آيه گردآورديم و اين آيه‌ها عبارت بودند از : آيه 26 از سورهء حجر :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ؛
ما آدمى را از گل خشك ، از لجن بويناك آفريديم » ، آيه 54 از سورهء فرقان :
« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً ؛
اوست كه آدمى را از آب بيافريد » ، آيه 59 از سورهء آل عمران :
« كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ؛
چون مثل آدم است كه او را از خاك بيافريد » و آيه 2 از سورهء انعام :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ؛
اوست كه شما را از گل بيافريد » . درآن‌جا ثابت كرديم كه راهى براى شناخت ريشهء انسان وجود ندارد ، مگر وحى از سوى آفريدگار انسان و در تفسير آيه 11 از سوره اعراف ، جلد 3 ، بخش : « پيرامون ريشهء انسان » به ردّ ديدگاه « داروين » دربارهء انسان اشاره كرديم .
وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ .
بارها گفتيم كه ما وجود جنّ را باور داريم زيرا وحى آن را ثابت كرده است و عقل هم آن را نفى نمىكند . در تفسير آيه 27 از سورهء حجر : « و جنّ را پيش از آن از آتش سوزندهء بىدود آفريده بوديم » . گفتيم : دانشمندان نوعى حشره را كشف كرده‌اند كه تنها در چاه‌هاى نفت و مواد آتش‌زا زندگى مىكند . معناى اين آيه آن است كه موجودات زنده انواع مختلفى دارند : برخى از آب هستند و