جهان هستى و جامعهء بشرى ، بدون آن كامل و برپا نمىشود . امّا نظام جهان ، همان نظام طبيعى است كه خداوند به كاملترين صورت آن را بهوجود آورده است و نظام جامعهء بشرى ، همان نظام شرعى است كه خداوند رعايت آن و عمل بدان را بر بندگانش واجب كرده است .
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ .
خداوند زمين را گسترانيد و وسيلهء زندگى آفريدگان قرار داد . مراد ا ز « أنام » ، هرچيزى است كه داراى روح باشد ، خواه انسان باشد و خواه حيوان .
فِيها فاكِهَةٌ .
در زمين ميوههاى فراوان و ديگر خوراكىها و نوشيدنىها قرار دارند .
وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ .
واژهء اكمام بهمعناى غلافهاى شكوفه است كه شكافته مىشوند و ميوهها در هنگام رسيدن از آنها بيرون مىآيند . خداوند از ميان ميوهها تنها از درخت خرما ياد كرده است ؛ زيرا اين درخت در آن زمان در نزد عرب از ارزش والايى برخوردار بوده است .
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ .
دانه براى روزى انسان و برگ درخت و گياهان براى روزى حيوانهاست .
وَ الرَّيْحانُ .
گياهان خوشبو براى بوييدن و آرايشكردن .
خوراكى ، ميوه و گلها ، همگى از خيرات و بركات زمين هستند كه خداوند آنها را براى بندگانش ارزانى داشته است . با اين وجود ، انسانها در زمين فساد و ستم مىكنند .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
« الآلاء » : نعمتها . خطاب
« تُكَذِّبانِ »
براى جنيان و آدميان است ؛ زيرا خداوند فرموده است :
« لِلْأَنامِ »
و اين واژه هر دوى آنها را دربر مىگيرد . بهعلاوه ، خداوند در همين سوره مىگويد : « اى جنّيان و آدميان . . . » .
معناى آيه آن است كه آيا يكى از جنّيان و آدميان چيزى از نعمتهايى را كه خداوند ياد كرده است ، انكار مىكند ؟ چگونه آن را انكار كند ، درحالىكه درميان اين نعمتها مىلولد و از آنها لذّت مىبرد ؟ و چهبسا مىخواهد بهوسيله همين نعمتها بر بندگان خدا سلطه يابد .