است : « تا تكّههايى سنگ از گل سخت بر سرشان بريزيم » .
إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ .
خدا ، لوط و كسانى را كه به او ايمان آورده بودند از عذاب رهايى بخشيد ؛ زيرا آنان را در پايان شب از شهرى كه ساكنانش ستمگر بودند بيرون آورد .
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ .
خداى سبحان از كسانىكه فرمان او را مخالفت كردند انتقام گرفت و به كسانىكه از فرمان او اطاعت كردند ، نعمت داد و اين عين عدالت است .
ليكن رازى گفته است : « اگر خاندان لوط هلاك مىشدند ، اين كار ، عدالت بود » .
در حالىكه خداوند راستگوتر است و او مىگويد : « و سخن پروردگار تو در راستى و عدالت به حدّ كمال است . هيچكس نيست كه ياراى دگرگونكردن سخن او را داشته باشد » : « 1 » عدالت در چيزى مىباشد كه از سوى او انجام شده و ماسواى آن ستم است .
وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ .
لوط قومش را از عذاب خدا بيم داد . امّا آنان ترديد كردند و او را به باد تمسخر گرفتند و حتّى تهديدش كردند . گفتند : « اى لوط اگر بس نكنى از شهر بيرونت مىكنيم » . « 2 »
وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ .
آنان مطّلع شدند كه مهمانانى بر لوط وارد شدهاند و بدينسبب ، بهسوى او شتافتند و باكمال پررويى به او گفتند : مهمانانت را در اختيار ما بگذار تا با آنان كار زشت انجام دهيم .
فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ .
خداوند چشمان آنان را كور كرد تا مهمانان لوط را نبينند ، سپس عذاب بر آنها فروفرستاد و به ايشان گفت :
فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ .
اين همان عذابى است كه شما دربارهء آن شك كرديد و به تمسخر گرفتيد .
وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ .
عذاب در بامدادان بهسوى آنان آمد و همچنان ادامه يافت تا اينكه نابودشان كرد و حتّى يك نفر از آنان را باقى نگذاشت .
فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ .
خداوند اين جمله را پس از بيان عذاب كورى آورده است و آنگاه آن را پس از بيان عذاب ريگهايى كه به وسيلهء تندباد پرتاب مىشدند ، تكرار كرده است .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 115 .
( 2 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 167 .