اختلافنظر دارند كه مقصود از اين سخن چيست ؟ يكى مىگويد : آن مرد شقى شراب نوشيد و آنگاه شتر را پى كرد . ديگرى مىگويد : او ابزار پىكردن را برداشت و به سوى شتر آمد و آن را پى كرد . البته ، دور نيست كه مراد از واژهء « تعاطى » دراينجا ، اقدام بدون توجّه باشد .
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ .
عذاب من ويرانگر بود . تكرار اين جمله از باب مبالغه در هشدار و بيمدادن است .
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ .
فرياد سخت عذاب ، آنان را فراگرفت و آنان بهصورت گياهان خشكيدهاى درآمدند كه باد آنها را اين سو و آن سو مىبرد . رازى مىگويد : « واژهء هشيم غالبا بهمعناى هيزم شكسته و خشك بهكار مىرود » . اين علفهاى خشكيده را صاحب آغل براى حيوانات خود گرد مىآورد . بنابراين ، توصيف « هشيم » به « محتظر » از باب مجاز است ، نه حقيقت .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ .
خداوند اين جمله را تكرار كرده است ، تا شايد كسىكه راه راست را گم كرده ، از اين تكرار سودمند شود . داستان هود و صالح در سورهء هود و ديگر سورهها بيان شد .