تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

اعراب

جملهء
« كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ »
حال از
« النَّاسَ »
است .
« بَشَراً »
مفعول براى فعل مقدّر مىباشد : أنتبع بشرا » . « منا » صفت اوّل براى « بشر » است و « واحدا » صفت دوم .
« فِتْنَةً »
مفعول من اجله براى
« مُرْسِلُوا » .

تفسير

كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ .
عاد همان قوم هود هستند كه پيامبرشان را تكذيب كردند و خداوند هم آنان را با عذابى دردناك مجازات كرد و نوع عذاب را با اين سخن خويش بيان فرمود :
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ .
خداى سبحان بادى سرد و سخت را در روزى دشوار و خطرناك بر آنان فرستاد و اين باد عذاب در اين روز ادامه يافت تا اين‌كه تمامى آنها را نابود كرد .
تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ .
باد صرصر آنان را از جاهايشان بركند و آنها را هم‌چون ريشه‌هاى درخت كه از زمين بركنده مىشوند ، بر زمين افكند .
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ .
خداى سبحان به منظور افزايش هشدار و بيم ، اين پرسش را تكرار كرده است .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ .
به آيهء 17 از همين سوره نگاه كنيد ؛ زيرا عبارت و تفسير اين دو يكى است .
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ .
ثمود همان قوم صالح هستند . خداوند به‌رغم اين‌كه بيم‌دهندهء مورد تكذيب آنان يك نفر بوده كه همان صالح باشد ، « نذر » را به‌صورت صيغهء جمع آورده است ، زيرا تكذيب يكى از پيامبران ، تكذيب تمامى پيامبران مىباشد ، چون رسالت و فرستندهء آنان يكى است .
فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ .
صالح از ما و در ميان ماست و ما او را در خردسالى و بزرگسالىاش مىشناسيم . بنابراين ، چگونه از او پيروى كنيم ؟ و جز فردى گمراه و يا