گمراه و ديوانهايم . ( 24 )
آيا از ميان همهء ما كلام خدا به او القا شده است ؟ نه ، او دروغگويى خودخواه است . ( 25 )
فردا خواهند دانست كه دروغگوى خودخواه كيست ! ( 26 )
ما آن مادّه شتر را براى آزمايششان مىفرستيم . پس مراقبشان باش و صبر كن . ( 27 )
و آنان را آگاه كن كه آب ميانشان تقسيم شده . نوبت هركه باشد او به سرآب مىرود . ( 28 )
يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پى كرد . ( 29 )
پس عذاب و بيمدادنهاى من چگونه بود ؟ ! ( 30 )
ما بر آنها يك آواز سهمناك فرستاديم . پس همانند آن علفهاى خشك آغل گوسفند شدند . ( 31 )
و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند . آيا پند گيرندهاى هست ؟ . ( 32 )
واژگان
صرصر : از « صرّ » بهمعناى سرما گرفته شده : سرماى سخت . برخى گفتهاند : از « صرير » بهمعناى فرياد گرفته شده : فرياد سخت .
تنزع : برمىكند .
أعجاز : ريشهها .
منقعر : از جاى بركنده .
السّعر : ديوانگى . مىگويند : « سعر فلأن فهو مسعور ؛ فلانى جنزده شد ، پس او ديوانه است » .
أشر : خودخواه و متكبّر .
شرب : به كسر شين و تخفيف آن بهمعناى سهم ، نصيب .
محتضر : به فتح ضاد ، صاحبش در نوبت خود ، در نزدش حاضر مىشود .
هشيم : خشك و شكسته .
محتظر : به كسر ظاء . دراينجا مراد از آن ، علفهاى خشكيدهاى است كه صاحب آغل آن را گرد مىآورد ، تا حيوانها آن را بخورند .