تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
گمراه و ديوانه‌ايم . ( 24 ) آيا از ميان همهء ما كلام خدا به او القا شده است ؟ نه ، او دروغگويى خودخواه است . ( 25 ) فردا خواهند دانست كه دروغگوى خودخواه كيست ! ( 26 ) ما آن مادّه شتر را براى آزمايششان مىفرستيم . پس مراقبشان باش و صبر كن . ( 27 ) و آنان را آگاه كن كه آب ميانشان تقسيم شده . نوبت هركه باشد او به سرآب مىرود . ( 28 ) يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پى كرد . ( 29 ) پس عذاب و بيم‌دادن‌هاى من چگونه بود ؟ ! ( 30 ) ما بر آنها يك آواز سهمناك فرستاديم . پس همانند آن علف‌هاى خشك آغل گوسفند شدند . ( 31 ) و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند . آيا پند گيرنده‌اى هست ؟ . ( 32 )

واژگان

صرصر : از « صرّ » به‌معناى سرما گرفته شده : سرماى سخت . برخى گفته‌اند : از « صرير » به‌معناى فرياد گرفته شده : فرياد سخت . تنزع : برمىكند . أعجاز : ريشه‌ها . منقعر : از جاى بركنده . السّعر : ديوانگى . مىگويند : « سعر فلأن فهو مسعور ؛ فلانى جن‌زده شد ، پس او ديوانه است » . أشر : خودخواه و متكبّر . شرب : به كسر شين و تخفيف آن به‌معناى سهم ، نصيب . محتضر : به فتح ضاد ، صاحبش در نوبت خود ، در نزدش حاضر مىشود . هشيم : خشك و شكسته . محتظر : به كسر ظاء . دراين‌جا مراد از آن ، علف‌هاى خشكيده‌اى است كه صاحب آغل آن را گرد مىآورد ، تا حيوان‌ها آن را بخورند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 323 | محمد جواد مغنية