ديوانه ، او را پيروى و تصديق نمىكند . البته ، اگر وى از ثروت و بردگان و كنيزكان برخوردار مىبود ، تصديق و تأييد او قابلتوجيه بود .
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا .
اين [ كه از ميان ما تنها بر او وحى نازل شده ] محال است . چگونه چنين باشد درحالىكه وى يكى از افراد ماست ؟ « و اگر از انسانى همانند خود اطاعت كنيد زيان كردهايد » . « 1 »
بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ .
در دروغگويى اين پيامبر ، همين بس كه وى از جنس آنان است . اين منطق ايشان است ! در اين صورت ، مسئله اشخاص و افراد است ، نه مسئله حق و اصول . البته ، جاى شگفت نيست ، چون اين منطق صاحبان مقام و منافع در هر زمان و مكان است و همينطور است منطق مردمان نادان و تقليدگر .
سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ .
آنان فردا خواهند فهميد كه صالح دروغگو است يا كسانىكه او را تكذيب كردند ؟ آرى ، آنان بهزودى خواهند دانست كه آنها خودشان دروغگو و خودخواه هستند . چه ، وقتى خداوند آنان را بهوسيلهء شتر صالح آزمايش مىكند ، آنها اين شتر را پى مىكنند و خشم و عذاب پروردگارشان به سراغ آنها مىآيد .
فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ .
اى صالح ! اندكى منتظر باش و بر آزار آنان شكيبايى كن ؛ زيرا بهزودى مىبينى كه چگونه عذاب و خوارى به سراغ آنان مىآيد .
وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ .
به آنان خبر بده كه آب ميان آنان و شتر نصف مىشود : يك روز آنها مىآيند و سهم خود را از آب برمىدارند و يك روز هم آن شتر مىآيد و همين كار را مىكند .
فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ .
آنان به اين تقسيمبندى آب راضى نشدند و بههمين سبب ، بدبختترين مرد از ميان افراد خود را ، فراخواندند . تا شتر را پى كند و آن بدبخت نيز چنين كرد . خداوند مىفرمايد : « قوم ثمود از روى سركشى تكذيب كردند . آنگاه كه شقىترينشان برخاست » . « 2 » شتر را پى كرد و عذاب هم بهوقوع پيوست . مفسّران دربارهء اين سخن خدا :
« فَتَعاطى »
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 34 .
( 2 ) . شمس ( 91 ) آيات 11 - 12 .