و هم بهمعناى آمدن . مىگويى : يغشى فلان فلا نا فلانى به نزد فلانى مىآيد » . تفسير آيه به هردو معنا درست است ؛ زيرا مراد آن است كه در سدرة المنتهى ، شگفتىهايى از آثار قدرت و عظمت خدا يافت مىشوند كه نمىتوان آنها را توصيف كرد و خرد هم از شناخت آنها ناتوان است و به همينسبب ، خداوند آنها را مبهم گذارده و از تفصيل خوددارى كرده است .
و
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى .
چنين نيست ، چشم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از واقعيت منحرف نشده و از آن فراتر نرفته است و تمامى آنچه را كه او در جبرئيل و در آسمان در شب معراج ديد ، حق و راست است .
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى .
نشانههايى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در معراج خويش تماشا كرد ، بالاتر از حساب و زمان و مكان هستند و محال است كه انسان آنها را ببيند ، مگر با قدرت و ارادهء خداوند . ما دربارهء سفر آسمانى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در جلد پنجم در تفسير آيهء 1 از سورهء اسراء بخش :
« سيردادن با روح و جسم » سخن گفتيم .