هدف آن است كه خدا مىخواهد خبر دهد صورت جبرئيل در فضا امتداد داشت و مهم نيست كه اين فضا در سمت مشرق باشد و يا در سمت مغرب .
4 .
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى .
ضمير پنهان در هركدام از « دنا » و « تدلّى » به جبرئيل برمىگردد .
« دَنا ؛
به پيامبر نزديك شد » . « تدلّى ؛ فرود آمد » . در اين جمله ، تقديم و تأخير صورت گرفته و در اصل چنين بوده است : « ثم تدلّى فدنا » .
« القاب » ، يعنى مقدار و معناى آيه چنين است : پس از آنكه جبرئيل براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به همان صورتىكه خدا او را آفريده ، نمايان شد و جسم او در افق ظاهر گشت ، بار ديگر بهصورتى بازگشت كه در هنگام ابلاغ وحى . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله او را مىديد و جبرئيل آنقدر به وى نزديك شد كه ميان آن دو ، جز بهاندازهء دو كمان و حتّى كمتر از آن ، فاصلهاى وجود نداشت . معروف است كه جبرئيل بهصورت دحيه كلبى نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىآمد .
5 .
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى .
ضمير پنهان در « اوحى » به خدا برمىگردد ، نه به جبرئيل ؛ زيرا ضمير آشكار در « عبده » ، ضمير پنهان را تفسير مىكند . مراد از « عبده » ، بندهء خدا محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و معناى آيه چنين مىباشد : پس از آنكه جبرئيل بهصورتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله او را مىديد بازگشت و به او نزديك شد ، خداوند امور مهمّى را از زبان جبرئيل به بندهاش محمّد صلّى اللّه عليه و إله وحى كرد .
6 .
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با چشم و قلبش جبرئيل را ، همانگونه كه خدا او را آفريده است ، ديد . بنابراين ، نه چشم او در آنچه ديده بود ، خطا كرد و نه قلب او دربارهء آنچه چشم ديده بود ، ترديد داشت ، بلكه به راستگويى آن يقين كامل داشت .
أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى .
اين خطاب براى مشركان است و معناى آيه چنين مىباشد :
آيا محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب مىكنيد و با او دربارهء آنچه چشمانش ديده و قلب و انديشهاش بدان ايمان آورده است ، به جدال برمىخيزيد ، درحالىكه راستگويى و امانتدارى و عقل و تعادل او را مىدانيد ؟
7 .
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى .
ضمير پنهان