تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
در « رآه » به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله برمىگردد و « ها » به جبرئيل . « النزلة ؛ يك‌بار فرودآمدن » . مراد از « سدرة المنتهى » ، آخرين جايگاه و حدّ نهايى است كه يك آفريده ، حتّى اگر فرشته باشد ، مىتواند به آن‌جا برسد . گروهى از مفسران گفته‌اند : در آسمان هفتم درختى است كه در سمت راست عرش قرار دارد و نام اين درخت « سدرة المنتهى » است ! اين نظر نياز به دليل دارد . درهرحال ، ما مسئوليت نداريم كه به‌طور دقيق آن را شناسايى كنيم ، درحالىكه خداوند از تعيين آن خوددارى كرده است . آنچه ما با توجّه به چيزىكه در سورهء اسراء آمده ، مىفهميم ، آن است كه جبرئيل در شب معراج ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را با خودش برد و در آسمان‌ها گردش داد ، تا اين‌كه به آخرين حدّ اين گردش رسيد كه خداى سبحان از آن ، به « سدرة المنتهى » تعبير كرده است و در همان‌جا ايستاد و بالاتر نرفت . امّا دربارهء تفسير
« جَنَّةُ الْمَأْوى »
نيز چندين نظر وجود دارد . آنچه از ظاهر آيه برمىآيد ، آن است كه مراد همان بهشت جاويدى است كه خداوند پاداش پرهيزكاران قرار داده و دليل آن هم اين سخن خداوند است : « امّا هركس كه از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا بازداشته ، بهشت جايگاه اوست » ؛ « 1 » چراكه برخى از قرآن به‌وسيلهء برخى ديگر تفسير مىشود . خلاصهء معناى اين آيات چنين است : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دوبار جبرئيل را به‌صورتى كه خدا او را آفريده است ، ديد . به مرتبهء نخست ، اين آيه اشاره كرده است :
« فَاسْتَوى وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى . . . »
و پيش‌تر دربارهء آن سخن گفته شد . بار دوم در شب معراج بود كه جبرئيل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را در آسمان گردش داد تا اين‌كه به آخرين جايگاه و آخرين حدّى رسيد كه هيچ آفريده‌اى - هركه باشد - نمىتواند از آن فراتر رود . اين بود ، آنچه از آيه مىتوان فهميد . و غير آن مربوط به غيب مىشود كه از ديد ما پنهان است .
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى .
« يغشى » فعلى است كه هم به‌معناى پوشيدن مىآيد
هامش
( 1 ) . النازعات ( 79 ) آيات 40 - 41 .