پرستندگان آنها پيشتر در ضمن دهها آيه سخن گفته شد . در ردّ كسانىكه اين بتها را مىپرستند و تقديس مىكنند ، اين سخن خداوند بسنده است : « اى مردم ! مثلى زده شد بدان گوش دهيد . كسانىكه آنها را بهجاى اللّه به خدايى مىخوانيد . اگر همه گرد آيند مگسى را نخواهند آفريد و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد باز ستاندنش نتوانند .
طالب و مطلوب هردو ناتوانند » . « 1 » يك اديب معاصر مىگويد : هرگاه مگس با منتقل كردن بيمارى به تو ، زندگىات را از تو بگيرد ، چهكسى مىتواند آن زندگى را به تو برگرداند و هرگاه همين مگس ذرّهاى از خوراكىات را بربايد و آن را بلافاصله در رودههاى خود به شكر تبديل كند ، آيا اگر شيميدانهاى نابغه گردهم آيند ، مىتوانند آن را برگردانند ؟
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ .
مراد از ظن دراينجا نادانى است و انسان با انديشه و دانش خويش ، مىتواند هوسهاى نفسانىاش را سركوب كند و اگر وى نادان و كمخرد باشد ، هوسها بر او مسلّط مىشوند و او را بهسوى هلاكتگاهها سوق مىدهند .
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
آنان گفتند : دلهاى ما بسته و گوشهاى ما سنگينند . بنابراين ، عذاب برآنان واجب است .
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى .
مشركان شفاعت بتها را آرزو مىكردند . خداوند هم در پاسخ آنان فرمود : آيا انسان به تمامى آرزوهايش مىرسد ؟ به بيانى ديگر : بتپرستان ، ميان نادانى ، هواپرستى و آرزوهايى كه انسان را كروكور مىسازند ، گردآورده بودند و نادانى روى نادانى انباشته شده بود .
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى .
پادشاهى و فرمان در دنيا و آخرت در دست اوست و هيچ موجودى چيزى در اختيار ندارد .
وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى .
مشركان گفتند : ما بتها را تنها بدين سبب مىپرستيم كه در پيشگاه خدا از ما شفاعت مىكنند ! خداوند در پاسخ به آنان فرمود :
فرشتگان آسمان با آن بزرگى و احترامى كه دارند ، نمىتوانند در نزد خدا شفاعت
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 73 .