تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
آفريده ، نه به‌صورتى كه معمولا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله او را در هنگام آوردن وحى مىديد . مفسران پيرامون اين آيات ، فراوان سخن گفته‌اند و برخى از آنان بدون دليل دربارهء ويژگىهاى جبرئيل و بال‌هايش زياده‌روى كرده‌اند ، ليكن ما بر آنچه ظاهر لفظ بدان دلالت مىكند و عقل هم آن را مىپذيرد بسنده مىكنيم و هيچ‌گونه التزامى هم نداريم كه ديدگاه راوى و يا مفسرى را بپذيريم ، مگر بر همين اساس و از خداوند كمك مىگيريم : 1 .
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى .
« علّمه ؛ به او رسانيد » . ضمير به « صاحبكم » برمىگردد كه مراد از آن حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است . مفعول دوم « علّم » ( الوحى ) محذوف است .
« شَدِيدُ الْقُوى »
فاعل « علّم » مىباشد و مقصود از آن جبرئيل صلّى اللّه عليه و إله است . مراد از « قوى » دراين‌جا ويژگىهايى است كه جبرئيل در هنگام رسانيدن وحى از آنها برخوردار است ؛ مانند : حفظ ، امانت و دقت در اداى وحى ، به‌گونه‌اى كه گويا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله وحى را به‌طور مستقيم از خدا دريافت مىكند و دليل آن ، اين سخن خداوند در توصيف جبرئيل است : « و اين كتاب از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است . آن را روح الامين نازل كرده است » . « 1 » هم‌چنين واژهء « علّمه » اشاره بدين مطلب دارد . بنابراين ، معناى آيه چنين است : جبرئيل نيرومند و امين ، وحى را آن‌گونه كه در علم خداوند هست بر محمّد صلّى اللّه عليه و إله ابلاغ كرد . 2 .
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى .
« ذُو مِرَّةٍ »
صفت جبرئيل است و مراد از
« مِرَّةٍ »
به كسر ميم هيئت و صورت مىباشد . « استوى ؛ ايستاد » . معناى آيه چنين است : جبرئيل به همان صورتىكه خداوند او را آفريده است بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نمايان شد . 3 .
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى .
ضمير « هو » به جبرئيل برمىگردد و معناى آيه چنين است : وقتى جبرئيل به همان صورت واقعىاش بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نمايان شد ، در فضا به سمت بالا امتداد داشت . مفسران گفته‌اند : مراد ا ز « الافق الاعلى » ، محلّ برآمدن خورشيد ؛ يعنى مشرق است و مراد ازالافق الادنى مغرب آن است . درهرحال ،
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيات 192 - 193 .