الْأَعْلى » ،
مبتدا و خبر مىباشد و جمله ، حال از ضمير « فاستوى » . « نزلة » منصوب به ظرفيت است ؛ زيرا بهمعناى « مرّة » مىباشد .
« إِذْ يَغْشَى » ،
« اذ » منصوب است به « رآه » .
تفسير
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى .
صاحب البحر المحيط ده نظريه دربارهء تفسير
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى »
بيان كرده است . درستترين آنها اينكه مراد از « النجم » هر ستارهاى است ؛ زيرا الف و لام براى جنس مىباشد و معناى جملهء هوت النجوم يعنى ستارگان در روز قيامت فرومىافتند و در فضا پراكنده مىشوند . چه ، خداوند مىفرمايد : « و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند » ؛ « 1 » زيرا برخى از قرآن برخى را تفسير مىكند . اين سوگند اشاره بدين نكته دارد كه هركس نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را انكار كند ، پاداش خود را در روز قيامت دريافت مىكند .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى * وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
آنچه خدا بهخاطر آن سوگند ياد كرده آن است كه گفتار و كردار محمّد صلّى اللّه عليه و إله برطبق وحى خداوند است ، نه از روى ترديد و نادانى و نه براثر وسوسهء گمراهكنندهاى و نه برطبق خواستهها و هوسهاى نفسانى او ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چگونه از روى هوسهاى نفسانىاش سخن بگويد و يا كارى انجام دهد ، درحالىكه هدف از آمدن وى آن است كه [ انسانها را ] اصلاح كند و فساد و هوسها را از بين ببرد ؟
قاب قوسين
از آيهء :
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
تا آيهء :
آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
همه به يك حادثهء مشخص اشاره مىكند كه جز از راه وحى نمىتوان بدان پىبرد ، چون موضوع حادثه ، دو بار نمايانشدن جبرئيل براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله است ، به همان صورتى كه خداوند او را
هامش
( 1 ) . انفطار ( 82 ) آيهء 2 .