هيچ دوست و ياريگرى نمىيابند . ( 22 )
اين سنّت خداست كه از پيش چنين بوده است و تو در سنّت خدا دگرگونى نخواهى يافت . ( 23 )
و اوست كه چون در بطن [ دل ] مكه بر آنها پيروزيتان داد ، دست آنها را از شما و دست شما را از آنها بازداشت و خدا به كارهايى كه مىكرديد آگاه و بينا بود . ( 24 )
اعراب
« اذ » در محل نصب به « رضى » . « مغانم كثيرة » مفعول براى فعل محذوف : « و أثابهم مغانم » . « لتكون » عطف بر محذوف : « لتشكروا اللّه و لتكون » . اسم « تكون » ضمير مستترى است كه به « هذه » برمىگردد . « اخرى » صفت براى مفعول محذوف كه عبارت باشد از « مغانم » و در تقدير چنين است : « وعدكم اللّه مغانم اخرى » . « سنة اللّه » منصوب است بهعنوان مفعول مطلق : « سنّ اللّه ذلك سنة » .
تفسير
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ .
خداى سبحان با اين سخن خود به بيعت رضوان در زير درخت اشاره مىكند و اينكه او از اين بيعت و از بيعتكنندگان خشنود است . پيشتر در تفسير آيهء 10 از همين سوره ، زير عنوان :
« خلاصهء داستان » دربارهء اين بيعت سخن گفته شد . به آنجا رجوع كنيد .
فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً * وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها .
ضمير « فى قلوبهم » به بيعتكنندگان بيعت رضوان برمىگردد ، كسانىكه دلهايشان پر از راستگويى و اخلاص به خدا و پيامبرش بود . مراد از سكينه ، آسايش و آرامش است و مراد از فتح قريب ، صلح حديبيه مىباشد كه بر اثر اين صلح ، مسلمانان بهرغم مخالفت قريش ، به قصد انجام اعمال عمره وارد مكه شدند . در روايتى آمده است كه عمر بن خطاب از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرسيد : آيا اين صلح پيروزى است اى پيامبر خدا ؟ ! فرمود :