تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
برخى از آنان دربارهء سبب احترام گذاشتن خداوند به على عليه السّلام كه مىگويند : كرّم اللّه وجهه ! خدا به او احترام گذاشت ، گفته‌اند : از مادرش فاطمه دختر اسد نقل شد ، كه هرگاه وى مىخواست به بت سجده كند ، على عليه السّلام كه در شكم او بود وى را از اين كار بازمىداشت .
بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ .
« هؤلاء » به مشركان قريش اشاره دارد كه از نسل ابراهيم عليه السّلام هستند . مراد از حق در اين‌جا قرآن و مراد از رسول ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . خداوند او را به مبين توصيف كرده ؛ زيرا دلايل رسالت او آشكار است و معجزهء او هرمنكرى را وادار به سكوت كرد . معناى آيه چنين است : سركردگان قريش به خدا شرك آوردند و از وصيّت پدرشان ابراهيم به توحيد ، روى گردانيدند ، خداوند به آنها مهلت داد و نعمت‌هايش را به ايشان بخشيد ، ليكن آنان گرفتار خودخواهى شدند و سركشى و ستم كردند ، تا اين‌كه پيامبرى از خودشان با كتاب خدا به سوى آنان آمد و آنها را به دين پدرشان ابراهيم عليه السّلام فراخواند .
وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ كافِرُونَ .
آنان به قرآن كافر شدند و گفتند : اين كتاب جادويى دروغين است . همچنين به پيامبر كافر شدند و گفتند : « اى مردى كه قرآن بر تو نازل شده ، حقا كه تو ديوانه‌اى . اگر راست مىگويى ، چرا فرشتگان را براى ما نمىآورى ؟ » . « 1 »
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ .
محمّد صلّى اللّه عليه و آله تهيدست است . با اين وجود ، وى مىگويد : خدا قرآن را بر من فرو فرستاده است و اين بسيار شگفت‌آور است ! چه ، خداوند براى رسالت خويش ، تنها انسان باعظمت و بزرگ را برمىگزيند كه از ديدگاه آنان عبارت است از كسى كه داراى مقام و ثروت باشد نظير وليد بن مغيرة در مكّه و عروة بن مسعود ثقفى در طائف و اگر قرآنى وجود داشته باشد ، بايد اين قرآن بر يكى از اين دو شخصيّت نازل شود . اين چنين بود كه آنان رسالت را از محمّد صلّى اللّه عليه و آله نفى كردند ، تنها به اين دليل كه او از ثروت ، و
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 6 - 7 .