روزى آنها را در اين زندگى دنيا ميانشان تقسيم مىكنيم و بعضى را به مرتبت ، بالاتر از بعضى ديگر قرار دادهايم تا بعضى بعض ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مىآورند بهتر است . ( 32 )
و اگرنه آن بود كه همهء مردم [ در گمراهى ] يك امّت مىشدند ، سقفهاى خانههاى كسانى را كه خداى رحمان را باور ندارند از نقره مىكرديم و بر آنها نردبانهايى مىنهاديم تا بر آن بالا روند . ( 33 )
و براى خانههايشان نيز درهايى از نقره و تختهايى كه بر آن تكيه زنند . ( 34 )
و از هرگونه زينت و همهء اينها برخوردارى ناچيز دنيوى است ، حال آنكه آخرت در نزد پروردگار تو براى پرهيزگاران است . ( 35 )
واژگان
براء : به فتح با ، مصدرى است كه مذكّر و مؤنّث و مفرد ، مثنى و جمع در آن يكسان است . مىگويى : « أنا براء ممّا تعملون و أنتم براء ممّا أعمل ؛ من از آنچه شما انجام مىدهيد بيزارم و شما از آنچه من انجام مىدهم بيزاريد » .
فطرنى : مرا آفريد .
فى عقبه : در نسل او .
من القريتين : به حذف مضاف است : « احدى القريتين » ، يعنى يكى از آن دو قريه كه عبارتند از مكّه و مدينه .
رحمة ربّك : در اينجا مراد نبوّت است .
سخريّا : در اينجا به معناى تسخير ؛ يعنى رام كردن مىباشد و نه به معناى ريشخند كردن .
معارج : جمع معرج : پلّه ، نردبان .
عليها يظهرون : بر آن بالا روند .
سرر اسرّه : جمع سرير است ؛ يعنى تخت .
زخرف : زيور .