تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ * هُدىً وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ .
مراد از واژهء « الهدى » در اين‌جا معجزاتى است كه نشانگر نبوّت موسى و احكام حلال و حرام خداوند كه بر او وحى شده مىباشند و مراد از كتاب ، تورات راستين است . پس از آن‌كه خداوند از يارى كردن پيامبران و مؤمنان سخن گفته ، به موسى و اخلاصمندان بنى اسرائيل اشاره كرده است . چه ، او آنان را بر ضدّ فرعون و قومش يارى كرد .
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ .
خطاب به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . خداوند به او امر مىكند كه صبر كند ، چنان‌كه پيامبران اولو العزم صبر كردند و نيز خداوند به وعده‌اش اشاره مىكند كه آن را در آيهء 33 از سورهء توبه بيان كرده است : « او كسى است كه پيامبر خود را براى هدايت مردم فرستاد ، با دينى درست و بر حق ، تا او را بر همهء دين‌ها پيروز گرداند ، هرچند مشركان را خوش نيايد » . چيزى كه مانع از اجراى وعدهء خداوند شود ، وجود ندارد .
وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ .
امر به آمرزش خواستن از گناه ، موجب تحقّق يافتن آن گناه نمىشود و به همين دليل است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خدا تقاضا مىكند كه به حق داورى كند ، با اين‌كه او مىداند كه خدا جز به حق داورى نمىكند : « پروردگارا ! به حق داورى كن » . « 1 » پرسش : در اين صورت ، امر به آمرزش خواستن از گناه چه فايده‌اى دارد ؟ پاسخ : هيچ فايده‌اى جز عبادت ندارد ، به‌سان امر به لا إله الّا اللّه ، تكبير و تسبيح گفتن .
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
« العشى » : از هنگام زوال خورشيد تا فرارسيدن شب . « الابكار » : از هنگام سپيده‌دم تا چاشت . به علاوه ، امر پيامبر به خواستن آمرزش از گناه ، به رغم اين‌كه گناهى از او سر نمىزد ، نشان مىدهد كه خداوند به طريق اولى به گناهكاران دستور مىدهد كه توبه كنند و اين نوع دلالت را فحواى خطاب و نيز لحن آن مىنامند ؛ زيرا شنونده مىفهمد كه حكمى كه براى ظاهر لفظ ثابت است ، به صرف شنيدن اين لفظ ، براى مفهوم آن نيز ثابت خواهد بود .
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 112 .