تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
است :
« وَ أَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ هُدىً وَ ذِكْرى » ،
چون اين كتاب ، همان‌گونه كه خداوند آن را توصيف كرده ، هدايت و اندرز است ، امّا تورات فعلى ، هواپرستى و نابينايى است ؛ زيرا مىگويد : يعقوب تا سپيده‌دم با خدا كشتى گرفت ، لوط با دو دخترش پهلوخوابى كرد و آن دو ، از او باردار شدند و داوود همسران ديگران را به زور تصرّف مىكرد و شوهرانشان را مىكشت . همهء محققان اتّفاق نظر دارند كه تورات فعلى پس از گذشت زمان درازى از دورهء موسى عليه السّلام نوشته شد . « 1 » همچنين روشن شد : بنى اسرائيل كه خداوند كتاب را به آنان ميراث داد ، از لحاظ نسب و ويژگى از همهء مردم از دولت اسرائيل ، پايگاه استعمار جديد در خاورميانه دور تر بوده‌اند . مجلّهء مصرى المجلّه در شماره ژانويه ، سال 1970 ، تحقيقى را در حدود 20 صفحه ، زير عنوان : « تورات يهود » به قلم حسين ذو الفقار صبرى منتشر كرد . وى در اين تحقيق از يك صهيونيست به نام « نيهر » نقل مىكند كه خداى اسرائيل ، آن‌گونه كه انديشه يهودى آن را باور دارد ، رابطهء اساسى با واقعيّت زنجيره‌اى تاريخ بنى اسرائيل دارد و اگر وجود اسرائيلى از ميان برود ، دلايل وجود اين خدا هم از ميان مىرود . در اين صورت ، اين خدا نيز وجود نخواهد داشت و بر هريهودى لازم است كه با اين ذات نامعلوم تا سپيدهء صبح مبارزه كند ، چنان‌كه يعقوب مبارزه كرد و تفاوت نمىكند كه نتيجهء اين مبارزه شكست باشد يا پيروزى . همچنين اين نويسنده از « پوپر » صهيونيست نقل كرده است : معنايى كه ناخودآگاه اذهان ملّت يهود بدان توجّه پيدا مىكنند ، آن است كه يعقوب به شدت ضدّ خدا بوده است . آن‌گاه نويسنده از بحث مفصّل و ژرف خود به يك نتيجه مىرسد كه آن را از تورات و ديگر كتاب‌هاى دينى يهود و نيز از گفته‌هاى انديشمندان صهيونيست‌ها به
هامش
( 1 ) . ر . ك : قاموس الكتاب المقدّس ، ص 763 و 1120 ، سال 1964 ؛ بيروت ؛ الاسفار المقدّسه ، عبد الواحد وافى ، ص 16 و به بعد ، چ اوّل ، سال 1964 .