تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
ليكن ديرى نگذشت كه تمامى آنان با حقارت و زبونى در برابر او تسليم شدند .
قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ .
مراد از جملهء « فهو لكم » نفى درخواست مزد از اساس است همانند اين سخن خدا : « من از شما هيچ پاداشى نخواسته‌ام كه پاداش من با خداست » ، « 1 » در جلد چهارم .
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ؛
پروردگارم ، حق را به پيامبرانش وحى مىكند و او بدان داناتر است . همچنين مىداند كه چه كسى شايستگى دارد كه رسالت بزرگ به او وحى شود .
قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ .
مراد از حق در اين‌جا رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است و مراد از باطل ، شرك . جملهء
وَ ما يُبْدِئُ
وَ ما يُعِيدُ
، كنايه از نابود شدن باطل ، پايان يافتن كار آن و پديدار نشدن اثر آن در جزيرهء عربى ، به‌طور كلى ، پس از رسالت محمّدى است .
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي ؛
زيان گمراهيم تنها بر عهده خودم مىباشد و چيزى برعهده شما نيست .
وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي .
افتخار هدايت من تنها از اوست و من چيزى را در اختيار ندارم ، مگر آنچه او در اختيارم قرار دهد .
إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ .
هرچه را بگوييد او مىشنود و هرچه را پنهان بداريد و يا انجام دهيد مىداند ؛ زيرا او از رگ‌هاى گردن به شما نزديك‌تر است .
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 72 .