تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ .
آنان پيش از آن‌كه فرصت از دست برود و ايمان به آنها سود برساند كافر شده بودند .
وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ .
« يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ » ؛
يعنى آنان بدون آگاهى سخن مىگويند . « من مكان بعيد » كنايه از دور بودن سخنان و ايمان آنها از حق و واقعيّت است و معناى آيه چنين مىباشد : مشركان مىگفتند : محمّد صلّى اللّه عليه و آله دروغگو ، جادوگر و ديوانه است . نه بهشتى وجود دارد و نه دوزخى . آنها براى اين گفتار خود ، هيچ دليلى نداشتند و از روى نادانى سخن مىگفتند .
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ .
آنان مىخواستند از عذاب جهنم رها شوند و بگريزند . از اين روى ، به ايمان و توبه پناه بردند ، ليكن پس از آن‌كه فرصت از دست رفته بود . در نتيجه ، بر اندوه و رنج آنان افزوده مىشود
كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ .
اينان همتايان و نظايرى از امّت‌هاى پيشين دارند كه همانند آنان از پروردگارشان در دنيا روى برتافتند و در آخرت به او روى مىآورند و خداوند هم به آنان مىفرمايد : « در آتش گم شويد و با من سخن مگوييد » . « 1 »
إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ .
مشركان دربارهء قيامت و محشور شدن در اين‌روز ، ترديد داشتند . « شك مريب » از قبيل « عجب عجيب » و « ظل ظليل » است ؛ زيرا شك و ريب هردو يك معنا دارند .
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 108 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 448 | محمد جواد مغنية