لكم » خبر و عايد موصول حذف شده است : « ما سألتكموه » . « علام الغيوب » خبر براى مبتداى محذوف ؛ يعنى هو . « فبما يوحى » متعلق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف و در تقدير چنين است : « فاهتدايى كائن بالوحى إلىّ » .
تفسير
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ .
ضمير « عليهم » و « قالوا » به مشركان عرب برمىگردد و مراد آنان از رجل ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . آنها او را دروغگو ، جادوگر و ديوانه توصيف كردند ؛ چرا كه وى آنها را به طرد دوگانهپرستى و تقليدهاى كوركورانه جاهليّت و نيز به خوددارى از محرمات ، كارهاى زشت ، خونريزى و زورگويى به ناتوانان و به عمل به دانش و عدالت فرامىخواند . اين ، گناه پيامبر اعظم از ديدگاه آنان بود و اين گناه - چنانكه ملاحظه مىكنيد - گناه دانشمند اخلاصمند از ديدگاه يك نابخرد خيانتكار و گناه پزشك اندرزگو از ديدگاه بيمارى است كه خود را سالم مىپندارد . چهقدر درست مىگويد آنكس كه گفته است : نادان با خود كارى مىكند كه دشمن با دشمن خويش نمىكند .
وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ .
آنان به خدا شرك آوردند ، درحالىكه هرچيزى نشانگر يگانگى اوست . آنان از آباء و اجدادشان تقليد مىكردند و هيچ دليلى براى اين ادّعاى خود نداشتند : نه وحيى كه نازل شده باشد ، نه پيامبرى كه از جانب خدايشان فرستاده شده باشد و نه انگيزه علمى . به جلد پنجم تفسير آيهء 3 از سورهء حج ، بخش : « جدال نادانى و گمراهى » نگاه كنيد .
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ .
بسيارى از امّتهايى كه پيش از شما بودند شرك آوردند و پيامبران را تكذيب كردند چنانكه شما پيامبرانشان را تكذيب كرديد حال آنكه آنها از شما نيرومندتر و متمدّنتر بودند