تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
را تكذيب كردند و اينان خود به ده‌يك از آنچه به آنها داده بوديم نرسيده‌اند ، با اين حال ، پيامبران مرا تكذيب كردند . پس عقوبت من چه سخت بود . ( 45 ) بگو : شما را به يك چيز اندرز مىدهم : دودو و يك‌يك براى خدا قيام كنيد . سپس بينديشيد ، تا بدانيد كه در يار شما [ - محمّد ] ديوانگىاى نيست . اوست كه شما را از آمدن عذابى شديد مىترساند . ( 46 ) بگو : هرمزدى كه از شما طلبيده‌ام ، از آن خودتان باد . مزد من تنها برعهده خداست . اوست كه بر هركارى ناظر است . ( 47 ) بگو : پروردگار من الهام‌بخش سخن حق است . داناى غيب‌هاست . ( 48 ) بگو : حق فراز آمد و باطل نماند و ياراى بازگشتنش نيست . ( 49 ) بگو : اگر من گمراه شوم زيانش بر من است ، و اگر به راه هدايت روم بدان سبب است كه پروردگار من به من وحى مىكند . او شنوا و نزديك است . ( 50 )

واژگان

النكير : انكار كردن و در اين‌جا مراد هلاكت است . مثنى و فرادى : دوتادوتا و يكىيكى . الجنّة : ديوانگى . القذف : پرتاب كردن و مراد از آن در اين‌جا وحى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . بدأ الشيء : انجام دادن چيز براى نخستين‌بار . أعاده : تكرار كرد آن را و مراد از آن در اين‌جا آن است كه باطل به هيچ روى اثرى ندارد .

اعراب

« كيف » خبر « كان » و « نكير » اسم آن و در اصل ، نكيرى بوده است . مصدر مؤوّل از « أن تقوموا » بدل از « واحدة » مىباشد « مثنى و فرادى » حال از فاعل « تقوموا » . « بين يدى » ظرف و متعلق به « نذير » . « ما سألتكم » « ما » اسم موصول ، مبتدا و جملهء « فهو
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 442 | محمد جواد مغنية