را تكذيب كردند و اينان خود به دهيك از آنچه به آنها داده بوديم نرسيدهاند ، با اين حال ، پيامبران مرا تكذيب كردند . پس عقوبت من چه سخت بود . ( 45 )
بگو : شما را به يك چيز اندرز مىدهم : دودو و يكيك براى خدا قيام كنيد . سپس بينديشيد ، تا بدانيد كه در يار شما [ - محمّد ] ديوانگىاى نيست . اوست كه شما را از آمدن عذابى شديد مىترساند . ( 46 )
بگو :
هرمزدى كه از شما طلبيدهام ، از آن خودتان باد . مزد من تنها برعهده خداست . اوست كه بر هركارى ناظر است . ( 47 )
بگو : پروردگار من الهامبخش سخن حق است . داناى غيبهاست . ( 48 )
بگو : حق فراز آمد و باطل نماند و ياراى بازگشتنش نيست . ( 49 )
بگو : اگر من گمراه شوم زيانش بر من است ، و اگر به راه هدايت روم بدان سبب است كه پروردگار من به من وحى مىكند . او شنوا و نزديك است . ( 50 )
واژگان
النكير : انكار كردن و در اينجا مراد هلاكت است .
مثنى و فرادى : دوتادوتا و يكىيكى .
الجنّة : ديوانگى .
القذف : پرتاب كردن و مراد از آن در اينجا وحى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است .
بدأ الشيء : انجام دادن چيز براى نخستينبار .
أعاده : تكرار كرد آن را و مراد از آن در اينجا آن است كه باطل به هيچ روى اثرى ندارد .
اعراب
« كيف » خبر « كان » و « نكير » اسم آن و در اصل ، نكيرى بوده است . مصدر مؤوّل از « أن تقوموا » بدل از « واحدة » مىباشد « مثنى و فرادى » حال از فاعل « تقوموا » . « بين يدى » ظرف و متعلق به « نذير » . « ما سألتكم » « ما » اسم موصول ، مبتدا و جملهء « فهو