فرمانده ، سپاهيانش را جستجو و بررسى مىكند و در ميان آنها هدهد را نيافت . البته ، اين در حالى بود كه قبلا به وى اجازه عدم حضور داده نشده بود . بنابراين ، در حضور پرندگان ، او را به مجازاتى مانند زندان و امثال آن و يا حتّى به اعدام ، در صورتى كه نتواند دليل روشنى براى توجيه غيبت خود ارائه دهد ، تهديد كرد .
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ ؛
مدّت كوتاهى از تهديد سليمان نگذشت كه هدهد آمد و به او گفت : من چيز مهمّى را كشف كردم كه تو با توجّه به وسعت دانشى كه دارى از آن آگاهى ندارى .
وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ * إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ .
مراد از سبأ ، قومى است كه به « سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان » نسبت داده مىشود و مراد از آن زن ، بلقيس دختر شراحيل است كه از پادشاهان بود . دخترش ، بلقيس سلطنت را از وى به ارث برد و از تمامى مظاهر ثروت و آسايش در زمان خود برخوردار بود . اين خانم بر تخت گرانبهايى تكيه مىزد كه با دلهاى بيچارگان آراسته شده و با عرقها و خونهايشان زينت يافته بود .
شگفتانگيز است كه برخى از مفسران مىگويند : اين تخت داراى سقف ، و مساحت آن هشتاد ذراع و ارتفاعش نيز هشتاد ذراع بود .
وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ .
پرسش : پرندگان و حيوانات و حشرات براساس غريزهشان ، خوراكى و نوشيدنى خود و چيزى را كه به آنها زيان و يا سودى مىرساند مىشناسند . نرينه ، مادّينهء نوع خودش و مادّينه ، نرينهء نوع خودش و چيزهايى از اين قبيل را تشخيص مىدهد . چه ، شناخت اين امور ، سبب حفظ حيات و بقاى آنهاست . امّا تشخيص نرينهء آدميان از مادّينهء آنها و شناخت اينكه مثلا ، نام اين قبيله سبأ و نام آن قبيله ثمود است ، به هيچ روى ، به زندگى آنها ارتباط ندارد ، تا آن را برطبق فطرت و غريزه بشناسند . بنابراين ،