آيند ، تباهش مىكنند و عزيزانش را ذليل مىسازند . آرى چنين كنند . ( 34 )
من هديهاى نزدشان مىفرستم و مىنگرم كه قاصدان چه جواب مىآورند . ( 35 )
واژگان
تولّ : دور شو .
ما ذا يرجعون : دربارهء آن ، چه مىگويند .
الملأ : بزرگان قوم .
مسلمين : فرمانبرداران .
أفتونى : به من اشاره كنيد ، رأى بدهيد .
تشهدون : حضور به هم مىرسانيد .
اعراب
« ما ذا » جايز است كه يك كلمه و براى استفهام باشد و محلّ آن منصوب به « يرجعون » . همچنين ممكن است دو كلمه باشد ؛ « ما » براى استفهام و مبتدا و « ذا » به معناى « الذى » خبر و جملهء « يرجعون » صلهء موصول . « ألّا » با تشديد ، دو كلمه است :
« أن » كه كتاب را تفسير مىكند و « لا » ناهيه . « مسلمين » حال از واو « ائتونى » . « امرا » مفعول براى « قاطعة » . « تشهدون » منصوب به « أن » پس از « حتى » و نون وقايه است ؛ زيرا در اصل ، « تشهدوننى » مىباشد .
تفسير
قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ .
هدهد دربارهء قوم سبأ ، به سليمان خبر داد . سليمان به او گفت : ما درستى سخنت را آزمايش مىكنيم .
اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ .
سليمان به قوم سبأ نامهاى نوشت و