كشندهء خود نگريست ، گفت : خداوندا ! اگر اندكى از جنگ قريش را باقى گذاردهاى ، مرا براى آن باقى بگذار ؛ چرا كه براى من چيزى محبوبتر از اين نيست كه با قومى جهاد كنم كه پيامبر خدا را آزار دادند ، تكذيب كردند و بيرونش راندند و اگر جنگ ميان ما و آنان را به پايان رساندهاى ، اين زخم را باعث شهادتم قرار بده . خدايا ! مرا نميران ، تا اينكه چشمم را با انتقام گرفتن از قريظه روشن كنى . خداوند دعاى او را مستجاب كرد ؛ زيرا او را بر بنى قريظه مسلّط نمود و او مردان آنها را كشت و زنانشان را به اسارت گرفت . تفصيل اين ماجرا در تفسير آيهء 26 از همين سوره :
« فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً » ،
خواهد آمد .
محاصرهء مسلمانان ، بيست شب و اندى به درازا كشيد و در اين مدّت ، جز پرتاب تير و سنگ وجود نداشت . يك شب ناگهان باد تندى وزيدن گرفت و اردوى نظامى احزاب را درهم كوبيد ، چادرهايشان را از جا بركند و همه چيز را فاسد كرد . سپاه كفر به فرماندهى ابو سفيان مجبور شدند كه با ذلّت و خوارى ، مدينه را ترك كنند . بدين ترتيب ، خداوند ، پيامبرش را پيروز گردانيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرياد مىزد : خدايى جز خداوند يكتا نيست . او وعدهاش را راست گردانيد ، بندهاش را يارى كرد ، سپاهش را پيروز نمود و به تنهايى احزاب را شكست داد و چيزى پس از او نخواهد بود .
راويان ، وحدت نظر دارند ، كه اين غزوه در سال پنجم هجرت بوده است . امّا در اينكه ماه ذو القعده بوده يا شؤال ، اختلاف دارند . اين بود خلاصهاى از غزوهء احزاب .
امّا تفصيل اين غزوه در تفسير آيات و به صورت زير است :
تفسير
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً .
اى مؤمنان كه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ خندق بوديد ، به خاطر آوريد كه دشمن از هرسو ، شما را محاصره كرده بود و نعمت