ما وعدهاى ندادهاند . ( 12 )
و گروهى از آنها گفتند : اى مردم يثرب ! اينجا جاى ماندنتان نيست . بازگرديد . و گروهى از آنها از پيامبر رخصت طلبيدند . مىگفتند : خانههاى ما را حفاظى نيست . [ درحالىكه ] خانههايشان بىحفاظ نبود ، مىخواستند بگريزند . ( 13 )
و اگر از اطراف ، خانههايشان را محاصره كنند و از آنها بخواهند كه مرتد [ به سوى شرك باز گردند ] شوند ، مرتد خواهند شد و جز اندكى درنگ روا نخواهند داشت . ( 14 )
و اينان پيش از اين با خدا پيمان بسته بودند كه در جنگ به دشمن پشت نكنند . خدا از پيمان خود بازخواست خواهد كرد . ( 15 )
واژگان
زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر : كنايه از شدّت هراس است .
ابتلى المؤمنون : آزمايش و امتحان شدند .
زلزلوا : از شدت ترس ، نگران شدند .
الّذين فى قلوبهم مرض : مراد كسانى هستند كه ايمان و انديشهء سستى دارند و به دنبال هرصدايى حركت مىكنند .
يثرب : از نامهاى مدينهء منوره است و يكى ديگر از نامهاى اين شهر طيّبه مىباشد .
بيوتنا عورة : خانههامان در معرض ديد دشمنان و دزدان قرار دارد .
اعراب
ابو البقا مىگويد : در قرآنها « الظنونا » با الف نوشته شده ، تا با آيات همخوانى پيدا كند و از اين قبيل است « الرسولا » و « السبيلا » . « هنالك » براى اشاره به دور است و « هنا » براى نزديك و « هناك » براى متوسط . « يثرب » چون علم است و بر وزن فعل ، غير منصرف است . « يسيرا » صفت براى ظرف زمان محذوف : « الّا زمنا يسيرا » . « لا يولّون » جواب « عاهدوا » ؛ زيرا به معناى « أقسموا » مىباشد .