تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨

خلاصهء داستان احزاب

اين آيات ، تا آيهء 27 دربارهء غزوهء احزاب كه خندق نيز ناميده شده نازل شده است . خلاصهء اين جنگ چنين است : گروهى از سركردگان يهود ، قريش و ديگر قبايل عرب را به جنگ با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تشويق كردند و براى اين منظور ، مال زيادى را گرد آوردند و توانستند گروه‌هايى را تشكيل دهند و ارتش بزرگى كه جزيرة العرب همانند آن را به ياد نداشت آماده كنند . اين ارتش ترسناك به فرماندهى ابو سفيان به سوى مدينه به حركت درآمد . هنگامى كه پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله از هدف كافران قريش آگاه شد ، با پيشنهاد سلمان فارسى دستور داد پيرامون مدينه خندق [ - كانال ] حفر كنند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با دست مبارك خود به حفر خندق پرداخت و مسلمانان اخلاصمند نيز به همراه او كار مىكردند . سلمان با سخنان خود دربارهء آنچه خداوند به عمل‌كنندگان و مجاهدان وعده داده است به تشويق آنان مىپرداخت ، ليكن منافقان عزم پيامبر را سست مىكردند و مخفيانه مىگريختند . در هرحال ، حفر خندق به پايان رسيد و احزاب با هزاران نفر به مدينه روى آوردند . زمانى كه مسلمانان آنان را ديدند ، گروه زيادى دچار وحشت شدند و اين گرفتارى بر آنان گران آمد و دربارهء خداوند گمان‌ها بردند . حادثه‌اى كه بر بيم و وحشت آنان افزود ، اين بود كه يكى از قبايل يهود به نام قبيلهء بنى قريظه به پيامبر خيانت كردند . اين قبيله در مدينه سكونت داشت و ميان پيامبر و آنان پيمانى وجود داشت كه دشمن او را كمك نكنند و آنان همچنان بر اين پيمان وفادار بودند ، امّا با رسيدن سپاه احزاب ، آنها پيمان را شكستند و درحالىكه مسلمانان در سخت‌ترين شرايط قرار داشتند ، اعلام جنگ كردند و اين ، وضعيّت يهود در هرزمان و مكان است . اينان تا زمانى كه فرصت ستم و تجاوز را نداشته باشند ، همچون سگان ، فروتنى