تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ .
برخى از منافقان براى فرار از اردوى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بهانه‌هايى مىتراشيدند و به او مىگفتند : خانه‌هاى ما براى در امان ماندن از دزدان حفاظ ندارند . بنابراين ، به ما اجازه بده تا از آنها نگه‌دارى كنيم . خداوند آنان را تكذيب و نفاقشان را برملا مىكند و مىفرمايد :
وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً .
هدف منافقان از اين سخنان آن است كه از جهاد و يارى كردن حق بگريزند .
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً .
ضمير « عليهم » به منافقان و نيز به كسانى كه ايمان ناپايدار دارند برمىگردد . ضمير « اقطارها » به مدينه برمىگردد . مراد از « فتنه » در اين‌جا ، برگشتن از دين است و معناى آيه چنين مىباشد : اگر سپاهيان شرك وارد مدينه شوند و از هرسو اطراف آن را بگيرند و مشركان به منافقان و كسانى كه دل‌هاى بيمار دارند بگويند : از اسلام برگرديد و شرك را اعلام كنيد ، آنان فورى و بدون ترديد ، خواستهء آنها را اجابت مىكنند و يا اين‌كه اندكى ترديد مىكنند و سپس در برابر نيروى آنها تسليم مىشوند . بديهى است كه مؤمن حقيقى از باور خويش دست برنمىدارد ، بلكه در راه آن پيكار مىكند ؛ زيرا او مىداند خوشبخت كسى است كه دينش را نگه دارد ، پيامدش هرچه مىخواهد باشد . چنان‌كه وضعيّت شهيدان عقيده كه از شمشير جلّادان باكى ندارند ، چنين است .
وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ .
به رغم اين‌كه اين منافقان با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پيمان محكم بسته بودند كه تا دم مرگ ، پيش روى او جهاد كنند و ثابت قدم بمانند ، بهانه‌هاى دروغين آوردند تا از اردوى او فرار كنند . در تفسير طبرى آمده است : بنى حارثه و بنى سلمه كوشيدند در روز جنگ احد شكست را پذيرا شوند . آن‌گاه با خدا پيمان بستند كه بار ديگر چنين كارى نكنند . از اين روى ، خداوند اين پيمانى را كه آنان با خود بسته بودند به آنها يادآورى مىكند .