نمىدهد كه ستمكاران را فروبرد و يا صاعقهاى از آسمان بر سرشان فرود آيد ، اين شخص مادام كه در ژرفاى دلش به خدا ايمان داشته باشد ، ممكن است در پيشگاه او معذور باشد .
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً .
نهفتههاى نفس آنطور كه هست ، زمانى نمايان مىشود كه انسان در معرض گرفتارىها و آزمايش قرار گيرد . واقعهء خندق آزمايش سختى براى مؤمن و منافق بهطور يكسان بود ؛ زيرا حقيقت هركدام آشكار شد .
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ .
منافقان ؛ يعنى كسانى كه كفر را پنهان و ايمان را آشكار مىكردند .
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ .
مقصود افراد سستايمانى هستند كه بدون انديشه منافقان را تصديق كردند . اين دو گروه گفتند :
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً .
آنان كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان ندارند ؛ زيرا انسان باايمان ، چنين سخن كفرآميز را به زبان نمىآورد . آنان اين سخن را گفتند تا سادهلوحان و سستانديشان را به شكست اندازند .
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا .
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و صحابه به كندن خندق پرداختند ، گروهى از منافقان گفتند : فايدهء خندق چيست ؟
خندق نمىتواند مانع از جنگ شود . آنان اين سخن را پيش از آمدن احزاب گفتند و زمانى كه آنها آمدند ، به جنگجويان گفتند : شما نمىتوانيد در برابر اين لشكر انبوه مقاومت كنيد و جز گريختن و تسليم شدن ، راه ديگرى براى رهايى از آن وجود ندارد . اينجانب درحالىكه اين آيه را تفسير مىكردم ، به ياد مزدوران صهيونيست و استعمار افتادم كه در اين روزها از وحشت و ترسناك بودن نيروى اسرائيل تبليغ مىكنند . به ياد آنها افتادم و متوجّه شدم كه در قديم نيز افرادى همانند آنها وجود داشتهاند و جنگ روانى ، ريشههاى ژرفى در تاريخ دارد و اين جنگ از ابتكارهاى صهيونيسم و استعمار نيست ، بلكه يك امر قديمى و كهن است كه جز افراد سادهلوح و كوتهفكر ، كسى ديگر فريب آن را نمىخورد .