تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
فرزندم زيد را مىفروشى و يا او را آزاد مىكنى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را آزاد كرد و به او فرمود : هرجا مىخواهى برو . زيد از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جدا نشد . مردم او را پسر محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىخواندند . تا اين‌كه آيه نازل شد و فرزندخواندگى را باطل اعلام كرد .
وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً .
كسى كه انسانى را به غير پدرش نسبت دهد ، به گمان اين‌كه او پدرش مىباشد ، اشكالى ندارد . و تنها كسى گناهكار محسوب مىشود كه از روى آگاهى و قصد اين كار را انجام دهد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « از امّتم نه چيز برداشته شده است : خطا ، فراموشى ، چيزى كه بر آن وادار شوند ، چيزى كه نمىدانند ، چيزى كه توان آن را ندارند و چيزى كه بدان مجبور شوند » . البتّه ، به شرط اين‌كه اين كار از روى كوتاهى و سهل‌انگارى انجام نشده باشد .