تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
سربازان مزدورى هستند كه از استعمار و انحصارگرى پاسدارى مىكنند . مردى به امام على عليه السّلام گفت : من هم تو را دوست دارم و هم معاويه را . امام عليه السّلام به او فرمود : تو يك چشم دارى . يا بايد نابيناى كامل شوى و يا بيناى كامل . پرسش : ديدگاه شما دربارهء كسى كه مىگويد : من از لحاظ دينى ، به عقيدهء اسلام و يا مسيحيت و از ناحيهء سياسى به سياست بلوك شرق و يا غرب خود را متعهد مىدانم چيست . آيا مىتوان ميان اين دو تعهد گرد آورد ؟ پاسخ : بر هركس كه به راستى و اخلاصمند به حق ايمان بياورد ، روا و حتّى واجب است كه [ از لحاظ سياسى ] كسى را تأييد كند كه موضع طرفدارى از حق و عدالت را دارد ، خواه شرقى باشد خواه غربى و براى او در هيچ حالتى روا نيست كه كسى را - هر كه باشد - به‌طور مطلق ؛ يعنى حتى اگر بر باطل باشد تأييد كند ؛ زيرا گرد آوردن ميان ايمان به حق و تأييد باطل و طرفدارانش ، گرد آوردن ميان دو نقيض است و بديهى است كه محال مىباشد . بنابراين ، گردآورى ميان پاىبندى به عقيدهء اسلامى و هر سياست و يا اصلى به‌طور مطلق و در هرحالتى محال است . آنچه گفته شد در مورد اسلام بود ، امّا دربارهء مسيحيت ، زمام سخن را به دست كشيشان آزاديخواه مىسپاريم : « همان‌ها كه پاپ ، ديدار با آنان را نپذيرفت امّا در همان زمان ، با فضانوردان آمريكايى ديدار كرد . اين كشيشان ، خشم خود از اين عمل پاپ را اعلام كردند و در استدلال خود گفتند : ديدار پاپ با اين فضانوردان ، دليلى روشن بر پيوند استوارى است كه ميان كليسا به عنوان يك بنياد مذهبى و قدرت سياسى و اقتصادى كه بر اغلب بشريّت ستم مىكند وجود دارد و اين ، همان پيوندى است كه كشيشان مزبور اعلام كردند : ما به منظور از بين بردن اين پيوند مبارزه مىكنيم » . « 1 »
وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ .
در دورهء جاهليّت ، مردى همسرش را با اين سخن طلاق مىگفت : « انت عليّ كظهر امّى ؛ تو نسبت به من همانند
هامش
( 1 ) . روزنامه مصرى الجمهوريه ، تاريخ 17 / 10 / 1969 .