خواست كه از دشنام دادن به بتهايى كه قريش مىپرستند ، خوددارى كند . گروهى از كافران و منافقان همراه ابو سفيان بودند . بنابراين ، آيه نازل شد :
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ . . . .
ما پيشتر گفتيم كه شخص بلندمرتبه مىتواند به كسى كه رتبهاش از او پايينتر است ، فرمان اطاعت صادر كند و او را از معصيت نهى نمايد ، هرچند وى معصوم باشد و اينك سخن زير را هم بر اين گفتهء خود اضافه مىكنيم : براى كسى كه از خدا نمىترسد ، سخنى از اين جمله : « اتق اللّه ؛ از خدا بترس » سنگينتر و هيچ دشمنى براى او از گويندهء آن ، لجبازتر و بدتر نيست . از عبد الملك بن مروان نقل شده كه وقتى پادشاهى را به عهده گرفت ، در سخنرانىاش كه بدين مناسبت ايراد كرد ، گفت :
« هركس از امروز به بعد به من بگويد : از خدا بترس ، گردنش را مىزنم » . امّا كسى كه از پروردگارش مىترسد و از هوسهاى نفسانى پيروى نمىكند ، اين جمله ، از ديدگاه او سخن دوستى و مهربانى است و آرزو مىكند كه آن را در هرلحظهاى بشنود ، حتّى اگر معصوم از خطاها و گناهان باشد و حتّى دوست داشتن اين جمله و شنيدن آن ، بر اثر عصمت و عظمت اوست ؛ چرا كه انسان بزرگ هراندازه كه تلاش كند ، باز هم خود را به كوتاهى متّهم مىكند . بنابراين ، دليلى وجود ندارد كه ما راجع به آيهء مزبور به تأويل و توجيه دست يازيم . به علاوه ، در فرمان تقوا به سرور دو جهان ، حكمتى فراوان و درسى بزرگ براى صاحبان مقام و قدرت است و اينكه آنان هراندازه به مقام بالا برسند ، بالاتر از آن نمىباشند كه به ايشان فرمان عدل و تقوا داده شود . در نهج البلاغه آمده است : « كسى كه گفتن حق و يا ارائهء عدالت برايش سنگين باشد ، عمل به اين دو براى وى سنگينتر است » .