تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
نامهء بلندى دارد كه در پيش‌درآمد آن آمده است : « تو را جزئى از خود يافتم ، بلكه تمام خود يافتم ، به گونه‌اى كه اگر چيزى به تو رسد همانند آن است كه به من رسيده است و اگر تو را دريابد چونان است كه مرا دريافته و كار تو مرا در اندوه افكند به طورى كه كار خودم مرا در اندوه مىافكند . لقمان به فرزندش مىگويد : 1 .
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ .
برخى از مفسران بر اين باورند كه اين سخن لقمان به پسرش نشان مىدهد كه پسر او مشرك بوده است . حق آن است كه نهى از چيزى نشانگر آن نيست كه آن چيز از فرد مورد خطاب سر زده باشد ؛ چرا كه خدا به خليل خود ، ابراهيم چنين خطاب مىكند : « هيچ‌چيز را شريك من مساز » . « 1 » همچنين خطاب به حبيب خويش محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « از كافران اطاعت مكن » . « 2 » امام على عليه السّلام خطاب به فرزندش امام حسن عليه السّلام مىفرمايد : « به خدا چنگ درزن . . . عبادت تنها براى او باشد . . . و اگر براى پروردگارت شريكى مىبود ، هرآينه پيامبرانش به سوى تو مىآمدند » . 2 .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ .
اين آيه و آيات پس از آن ، دنبالهء وصيت لقمان به فرزندش مىباشد . « الوهن ؛ ناتوانى و خستگى » . هراندازه كه جنين در شكم مادرش رشد مىكند ، بر ناتوانى و زحمت او مىافزايد .
وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ .
مادر به مدّت دو سال به كودكش شير مىدهد و آن‌گاه او را از شير باز مىگيرد . او در طى اين دو سال - افزون بر سختىهايى كه در دوران باردارى و هنگام زاييدن تحمّل مىكند - سختىهاى زيادى را بر دوش مىكشد . دربارهء مدّت شير دادن ، پيش‌تر در جلد اوّل در تفسير آيهء 233 و مابعدش از سورهء بقره ، به تفصيل سخن گفته شد .
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ .
در قيامت من از تو مىپرسم : آيا از
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 26 . ( 2 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 52 .