تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
كردارهاى انسان را مىداند ، خواه آنها پنهان باشند و خواه آشكار . هيچ عمل كوچك و يا بزرگى از نظر او ناپديد نمىشود ، مگر اين‌كه آن را مىشمارد و حسابرسى مىكند . هدف از اين سخن ، هشدار به گمراهان و گمراه‌كنندگانى است كه زبان‌هايشان با مردم و دل‌هايشان با دشمنان خدا و انسانيّت مىباشد و آنان بايد بدانند كه سرنوشتشان خوارى و بيچارگى است . يكى از مفسران مىپرسد و مىگويد : چگونه خداوند پس از ياد آسمان‌ها و زمين از سنگ نيز ياد كرده است ، در حالىكه مىدانيم سنگ بايد در زمين باشد ، نه در آسمان ؟ ديگرى در پاسخ او گفته است : اين سنگ نه در آسمان است و نه در زمين ، بلكه زيرزمين‌هاى هفتگانه قرار دارد و عين همان سنگى است كه گاو بر روى آن ايستاده است و همين گاو زمين را بر شاخ خود نگه مىدارد . گوينده‌اى مىگويد : چنين نيست . اين سنگ ، به محض اين‌كه خدا آن را آفريد ، در هوا ايستاد . سومى مىگويد : رنگ اين سنگ سبز است . براى توضيح بيشتر به تفسير طبرى و رازى نگاه كنيد . قرآنى كه خداوند آن را نور ، هدايتگر و فصل الخطاب توصيف كرده ، از اين‌گونه تأويل‌هايى كه دشمن آن را وسيلهء طعنه زدن و مسخره كردن دين قرار مىدهد منزّه و پاك است و اين تفسيرها ، تنها نشانگر آن است كه صاحبان آنها حكمت خدا را در فرستادن پيامبران و نازل كردن كتاب‌هايش نمىشناسند و نمىدانند كه اسلام دين فطرت و زندگى است و پايهء دعوت آن ، ايمان و اخلاص و پرتو آن ، دانش و عدالت و راه آن كوشش و عمل و هدفش خوشبختى و آسايش است . 4 .
يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ ؛
پسرم ، نماز بگزار كه تو را به ياد خدا مىاندازد و از نخوت پاك مىسازد .
وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ .
كسى كه امر به معروف كند ، پشت مؤمنان را محكم مىكند و بينى منافقان را به خاك مىمالد .
وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ .
مراد از « عزم الامور » ، نيروى ارادهء كار نيك و پايدارى بر حق است . امر به صبر پس از امر به معروف [ در آيه ] اشاره به آن است كه هركس مردم را به
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 271 | محمد جواد مغنية