تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
زمانى كه آنان به باغ رسيدند ، همگى از ميوهء آن خوردند ، مگر لقمان . ازاين‌رو ، ساير بردگان به جرم اين‌كه لقمان در اين كار خلاف ، با آنها شريك نشد ، عليه او توطئه نمودند و به مولاى خود گفتند : لقمان ميوه‌ها را خورد و چيزى از آن باقى نگذارد . هنگامى كه ارباب از لقمان پرسيد ، وى گفت : به ما دارويى بخوران كه آنچه را در اندرون داريم استفراغ كنيم تا حقيقت برايت روشن شود و او چنين كرد . در نتيجه ، تمامى آن بردگان ميوه‌ها را استفراغ كردند ، مگر لقمان و بدين‌ترتيب ، نيرنگ زشت كسى را دربر گرفت كه بد كرده بود . يكى ديگر از نمونه‌هاى حكمت لقمان آن است كه روزى اربابش دچار حالت مستى شد و با گروهى شرطبندى كرد كه آب درياچه‌اى را كه در آن‌جا قرار داشت بياشامد و آنان هم مال فراوانى به او پرداخت كنند . هنگامى كه وى از اين حالت بهبود يافت ، پشيمان شد و متوجّه گرديد كه آنان وى را بىآن‌كه خود متوجّه شود شكار كرده‌اند . ازاين‌رو ، به لقمان پناه برد و به او گفت : امروز ، روز توست . لقمان به آن گروه گفت : درياچه ، رودخانه‌هايى دارد كه در آن مىريزند . شما بايد آنها را ببنديد تا به درياچه نريزند و ارباب آب آن را بياشامد . آنان گفتند : ما نمىتوانيم اين كار را بكنيم . لقمان هم به آنها گفت : ارباب با شما شرط كرده آب درياچه را بياشامد ، نه آب منابع و سرچشمه‌هاى آن را . اين حكايت درست باشد يا نباشد ، روشن‌ترين مثال بر اين است كه خداى سبحان به لقمان حكمت و آگاهى عنايت كرده بود . از سخنان مفسران و سيره‌نويسان چنين بر مىآيد كه وى با داوود پيامبر ، همزمان بوده است . به تفسير آيهء 80 از سورهء انبياء رجوع كنيد .
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ .
خداوند پس از آن‌كه يادآور شد كه به لقمان حكمت داده است ، اينك گوشه‌اى از اندرزهاى او را به فرزندش - كه به شدّت او را دوست مىداشت - بيان مىكند . امام على عليه السّلام خطاب به فرزندش امام حسن عليه السّلام وصيت
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 268 | محمد جواد مغنية