تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
است . « وهنا » مصدر در موضع حال از « امّه » و به معناى موهونه . « معروفا » صفت براى محذوف : « مصاحبا معروفا » به معناى « مصاحبة معروفة » ، چنان‌كه در مجمع البيان آمده است . ضمير « إنّها » به عمل انسان ؛ نيك و يا بد ، برمىگردد . « تك » در اصل تكون بود . واو به خاطر التقاى ساكنين و نون به سبب تخفيف حذف شده است . اسم « تك » ضميرى است كه به عمل انسان برمىگردد و مثقال خبرش مىباشد . « من خردل » متعلق به محذوف و صفت براى « حبّة » . « فتكن » عطف است بر « تك » . « يأت » جواب « ان » شرطيه . « مرحا » مصدر در جاى حال به معناى متكبّرا .

تفسير

وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ .
حكمت چندين معنا دارد كه برخى از آنها عبارتند از : شناخت خدا و صفات او ، گذاشتن چيز در جاى خودش ، سخن اندرز دهنده و اطاعت خدا . در حديث آمده است : « اصل حكمت ، ترسيدن از خداست » . لقمان از كسانى بود كه خدا را مىشناخت ، از او اطاعت مىكرد و با شيوه‌اى آرام ، بردبارانه ، روشن و قانع‌كننده ، مردم را به سوى او فرامىخواند .
وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ .
در آيه 40 از سورهء نمل بيان اين آيه گذشت . مفسران اختلاف نظر دارند : آيا لقمان پيامبر بوده و يا بندهء صالح خدا و بس ؟ اين اختلاف هيچ ارتباطى با عقيده و زندگى ندارد و آنچه ايمان بدان واجب مىباشد ، عبارت است از چيزى كه قرآن آشكارا آن را بيان كرده است و آن اين‌كه خداوند به لقمان ، حكمت داد ؛ يعنى شناخت خدا ، فرمانبردارى از او و فراخواندن به راه او با اندرز نيكو . مفسران و سيره‌نويسان ، بسيارى از حكمت‌هاى لقمان و زيركى او را بيان كرده‌اند . از جمله اين‌كه : لقمان از بىارزش‌ترين برده‌هاى مولايش بود . يك روز مولا ، وى را با ساير بردگانش به باغش فرستاد ، تا مقدارى ميوه براى وى بياورند .