تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
روز ناتوان‌تر مىشد و پس از دو سال از شيرش بازگرفت . و سفارش كرديم كه : مرا و پدر و مادرت را شكر گوى كه سرانجام تو نزد من است . ( 14 ) اگر آن دو به كوشش از تو بخواهند تا چيزى را كه نمىدانى چيست با من شريك گردانى اطاعتشان مكن . در دنيا با آنها به وجهى پسنديده زندگى كن و خود ، راه كسانى را كه به درگاه من بازمىگردند در پيش گير . بازگشت همهء شما به سوى من است و من از كارهايى كه مىكرده‌ايد آگاهتان مىكنم . ( 15 ) اى پسرك من ! اگر عمل به قدر يك دانهء خردل در درون صخره‌اى يا در آسمان‌ها يا در زمين باشد ، خدا به حسابش مىآورد ، كه او ريزبين و آگاه است . ( 16 ) اى پسرك من ! نماز بگزار و امر به معروف و نهى از منكر كن و بر هرچه بر تو رسد صبر كن كه اين از كارهايى است كه نبايد سهلش انگاشت . ( 17 ) و به تكبّر از مردم روى مگردان و به خودپسندى بر زمين راه مرو ؛ زيرا خدا هيچ به ناز خرامندهء فخرفروشى را دوست ندارد . ( 18 ) در رفتارت راه ميانه را برگزين و آوازت را فرود آر ؛ زيرا ناخوش‌ترين بانگ‌ها بانگ خران است . ( 19 )

واژگان

الوهن : ضعف ، ناتوانى . الفصال : از شير بازگرفتن . جاهداك : تلاش كنند . أناب : بازگشت . لا تصعّر خدّك : روى مگردان . اين جمله كنايه از تكبّر است . مختال : از خيلاء گرفته شده ؛ يعنى خودپسندى و خودخواهى . و اقصد فى مشيك : از قصد گرفته شده ؛ يعنى حدّ وسط ميان افراط و تفريط .

اعراب

« ان اشكر » ، « ان » مفسره به معناى « اي » . جملهء « حملته » به تقدير « قد حملته » حال