تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
پشتوانهء دليل است و آن را براى كسى كه قلبى بينا و گوشى شنوا دارد ، قابل قبول مىسازد . خداوند در آيهء مورد بحث ، تنها از اهل كتاب نام برده است ؛ زيرا فرض بر آن است كه آنان بيش از مشركان ، حق را دگرگون مىسازند . چه ، آن‌ها به خدا ، فرشتگان ، كتاب‌ها و پيامبران او ايمان دارند .
إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ .
مراد از ستمگران [ در اين جمله ] كسانى هستند كه با حق دشمنى كردند و بر گمراهى پاى فشردند ، به گونه‌اى كه در هيچ حالتى از آن خوددارى نكردند . بنابراين ، وظيفهء شما آن است كه اين دسته از اهل كتاب را رها كنيد و به هيچ روى ، با آنان دربارهء دين به جدال برنخيزيد . اگر كسى به بررسى آن دسته از آيات قرآنى كه با منكران و باطل‌پيشگان مجادله مىكنند بپردازد ، مىبيند كه شيوهء جدال در قرآن براساس آزادى انديشه در تمامى زمينه‌ها استوار است و اين آزادى زمانى تجلّى پيدا مىكند كه قرآن براى اثبات دعوت خود و ايمان به آن ، دليل قطعى ارائه مىدهد : « زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد ، تا برايشان آشكار شود كه او حق است » . « 1 » همچنين ، اين آزادى زمانى نمايان مىشود كه قرآن از منكران مىخواهد كه موضع خود را با دليل توجيه كنند : « بگو : اگر راست مىگوييد : دليلتان را بياوريد » . « 2 » « هيچ مثلى براى تو نياورند مگر آن‌كه پاسخش را به راستى و در نيكوترين بيان بياوريم » . « 3 » حقيقت و واقعيت جدال قرآنى اين‌چنين است : ارائه دليل براى اثبات مدّعا به گونه‌اى كه عقل تناسب دليل و مدّعا را تاييد كند و نيز درخواست دليل از كسى كه اين مدّعا را انكار مىكند و با آن دشمنى مىورزد و همچنين ردّ دليل خصم با دليل رساتر و نيرومندتر . البتّه در صورتى كه خصم بتواند ايجاد شبهه كند . اين روش قرآنى در شيوه‌هاى مختلف تجلّى يافته است :
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 53 . ( 2 ) . احقاف ( 46 ) آيهء 4 . ( 3 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 33 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 192 | محمد جواد مغنية