تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
1 . بسنده كردن به بيان حقيقت چيز و تحليل و تفسير معناى آن . قرآن كريم اين شيوه را در پاسخ پرستندگان بت‌ها و نفى ربوبيّت اين بت‌ها به كار گرفته است ؛ زيرا توضيح مىدهد كه اين بت‌ها از آفريدن پست‌ترين اشيا ناتوانند : « كسانى كه آنها را به جاى اللّه به خدايى مىخوانيد ، اگر همه گرد آيند مگسى را نخواهند آفريد ؛ و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد بازستاندنش را نتوانند . طالب و مطلوب هردو ناتوانند » . « 1 » چگونه انسان كسى را بپرستد كه حتّى از آفريدن مگس هم ناتوانست . همچنين قرآن كريم اين شيوه را در ردّ كسانى به كار گرفته است كه حضرت مسيح عليه السّلام را به خدايى گرفته‌اند : « مسيح پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيامبرانى پيش از او بوده‌اند و مادرش زن راستگويى بود كه هردو غذا مىخوردند . بنگر كه چگونه آيات را برايشان بيان مىكنيم . سپس بنگر كه چگونه از حق روى برمىگردانند » . « 2 » كسى كه غذا بخورد ، به آن نياز دارد ، درحالىكه خدا به چيزى نياز ندارد و همه چيز به او نياز دارند . به جلد سوم ، رجوع كنيد . 2 . استدلال به وجود حادث براى اثبات وجود علّت آن ، به گونه‌اى كه علم به وجود حادث مستلزم علم به وجود علّت آن باشد . قرآن اين شيوه را براى اثبات وجود خداوند در چندين آيه به كار برده است . به عنوان نمونه : « آيا به اين آسمان بر فراز سرشان نظر نمىكنند كه چگونه آن را بنا كرده‌ايم و آراسته‌ايم ؟ » . « 3 » محال است كه اين بناى استوار و آراستن آن به ستارگان اتفاقى باشد . پس بايد يك آفرينندهء توانا و دانا وجود داشته باشد . همچنين قرآن كريم براى اثبات يگانگى خداوند از اين روش بهره جسته است : « اگر در زمين و آسمان خدايانى جز اللّه مىبود ، هردو تباه مىشدند » « 4 » ؛ زيرا تعدّد خدايان موجب تباهى جهان مىشود و چون تباهى نيست ، پى
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 73 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 75 . ( 3 ) . ق ( 50 ) آيهء 5 . ( 4 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 22 .