واژگان
الجدل : محاجّه و مناظره كردن . از « جدل الحبل » گرفته شده است ؛ يعنى ريسمان را تافت و شخص مناظرهكننده نيز دشمنش را از نظريهاش برمىگرداند .
مسلمون : تسليمشدگان ، فرمانبرداران .
الارتياب : شك ، ترديد .
اعراب
« الّذين ظلموا » در محلّ نصب ، بنابر اينكه استثناى متصل است . « اذا » حرف جواب براى كلام محذوف : « لو خططته بيمينك اذا لارتاب المبطلون » . لام در « لارتاب » لام قسم است .
[ تفسير ]
روش جدال در قرآن
وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ .
مراد از اهل كتاب ، يهود و نصارا است . منظور از جدال به نيكى آن است كه دليل و حجّت با شيوهاى ارائه شود كه مژدهدهنده باشد ، نه نفرتآور ، روشن باشد ، نه پيچيده و بغرنج و نيز فرد مناظرهكننده نسبت به آنچه مىشنود ، باانصاف باشد و آنچه را حق تشخيص مىدهد بايد بدان اعتراف كند ، خواه اين حق از سوى اهل كتاب باشد و خواه از ديگران . بهترين نمونه براى جدال نيكو ، سخن خداوند به مشركانى است كه گفتند : « پدرانمان آيينى داشتند و ما به اعمال آنها اقتدا مىكنيم . گفت : حتّى اگر براى شما چيزى بياورم كه از آنچه پدرانتان را بر آن يافته بوديد هدايتكنندهتر باشد ؟ » . « 1 » در اين آيه ، آن مدارا و مهربانى كه در جملهء « حتّى اگر چنين بياورم كه هدايتكنندهتر باشد » به چشم مىخورد ،
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 24 .