همانگونه كه اين امر از سياق آيه پيداست . « جعل » در اينجا به معناى « فرض » است و مضاف حذف شده كه در تقدير : « فرض اللّه تعظيم السبت » بوده است ؛ يعنى خداوند احترام روز شنبه و دست از كار كشيدن در اينروز را تنها بر يهوديان واجب كرد ، و آن را نه پيش از آنان و نه پس از آنان بر كسى واجب نكرد . درباره سبب اين دستور خداوند گفته شده كه گروهى از يهوديان جمعه را منكر شدند و جز شنبه روز ديگرى را نپذيرفتند . خداوند خواسته آنان را پذيرفت ، لكن مشروط بر اينكه آنان در اين روز صيد نكنند . آنان اين شرط را پذيرفتند و سپس با آن مخالفت كردند ، چنانكه وضعيّت يهود در هرزمان و مكانى چنين است . در هرحال ، خداوند سبب اختلاف يهود در روز شنبه را بيان نكرده است : آيا آنان دربارهء مجاز بودن كار در اينروز اختلاف كردند و يا دربارهء خود روز شنبه كه برخى از آنها گفتند : شنبه عيد است و برخى مىگفتند : روز ديگرى عيد است ؟ ديدگاه بهتر اين است كه آنها دربارهء ممنوع بودن صيد با شيوهاى كه در جلد سوم در تفسير آيهء 164 از سورهء اعراف بدان اشاره شد ، اختلاف كردند ؛ زيرا دربارهء اينروز كه شنبه عيد است ، همگى يك نظر داشتند .
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ .
حكم خدا در آن زمان اين خواهد بود كه به فرمانبرداران پاداش دهد و نافرمانان را مجازات كند .