قسم و جواب شرط . « الّا باللّه » به حذف مضاف و در تقدير : « الّا بعون اللّه » است .
تفسير
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
اين آيه ما را به نكات زير راهنمايى مىكند :
1 . دعوت به سوى حق بايد از هرگونه شبههاى خالى باشد . بنابراين ، هركس به سوى غيرحق ، [ ديگران را ] فراخواند ، فراخوانى او تباهى و گمراهى است .
جنايتكارترين فرد در ميان مردم ، كسى است كه فراخوانى به سوى خدا و حق را وسيلهاى براى محكم كردن مقام و شيوه خود قرار دهد ، چنانكه طالبان رهبرى و رياست اعم از علماى دينى و غيردينى چنين مىكنند .
2 . دعوت به حق بايد از راه حكمت و اندرز نيكو باشد و روشن است كه حكمت بر دانش و خرد استوار است ؛ زيرا دعوتكننده از راه عقل مىتواند ميان حقّ و باطل و نيكى و بدى تفاوت بگذارد و آنها را از يكديگر جدا سازد و از راه دانش مىتواند حالت مخاطبان و نيز شيوهء سخن گفتن با آنان را كه با ملايمت باشد يا با درشتى ، بشناسد .
امّا اندرز نيكو نيز روشهايى دارد كه بهترين آنها اين است : راهنما بايد با خطاكار به شيوهاى برخورد كند كه او ناخودآگاه احساس كند كه گناهكار است و احمقانه است اگر با وى از روش تنبيه و سرزنش برخورد شود . از قديم گفتهاند : اشاره از رك گفتن بهتر است . به بيانى ديگر : اندرز نيكو آن است كه هدف موردنظر را تحقّق بخشد ، چنانكه خداوند مىفرمايد : « همواره به نيكوترين وجهى پاسخ ده ، تا كسى كه ميان تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد » . « 1 »
3 . جدال با بهترين شيوه ، بدين ترتيب كه هدف از اين جدال ، آشكار كردن حق
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 34 .