تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ؛
يعنى آنان به اسلام تظاهر مىكنند ، امّا درواقع افرادى هستند كه ترديد دارند ؛ نه آن را تصديق مىكنند و نه تكذيب و معناى نفاق نيز همين است ؛ زيرا انسان راستگو و اخلاصمند از عقل خود پيروى مىكند و آنچه را عقلش حكم كند ، در حضور همگان اعلام مىدارد ؛ خواه شك باشد خواه يقين .
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ ؛
يعنى اگر آنان مىخواستند به همراه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به غزوهء تبوك بروند
لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً ؛
هرآينه توشه و لوازم سفر را براى خود آماده مىكردند ، و توان آن را نيز داشتند .
وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ ،
لكن خداوند بسيج شدن و بيرون رفتن آنها با مؤمنان را خوش نداشت ؛ زيرا آنان جز به منظور ايجاد فساد و فتنه بيرون نمىشدند ، چنان‌كه در غزوهء حنين چنين كردند ؛ چراكه ابو سفيان و همدستان او با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون رفتند ، لكن هنگامى كه جنگ شدّت گرفت ، آنان گريختند و موجب تزلزل روحى ارتش مسلمانان شدند .
فَثَبَّطَهُمْ .
خداوند به آنان فرمان داد كه براى شركت در جهاد بيرون روند ، امّا آنها به منظور ايجاد فساد و دلهره و نگرانى در ميان ارتش مسلمانان عازم جنگ گشتند ، چنان‌كه خدا در آيه مىگويد : « اگر با شما به جنگ بيرون آمده بودند ، جز فسادكارى نمىكردند » . از اين‌رو ، خداوند ارادهء آنان بر اين بيرون رفتن را ، كه به قصد فساد و فتنه‌انگيزى صورت مىگرفت ، سست گردانيد ، نه اين‌كه آنها را از جنگ و جهاد بازداشته باشد . چگونه خدا چنين كند ، در حالى كه آنان را به جهاد امر كرده بود .
وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ .
قاعدين ، يعنى با زنان و كودكان و ناتوانان . خداوند در اين‌جا گويندهء اين جمله را بيان نكرده كه آيا نفس‌هاى امّاره‌شان به آنان چنين گفت ، يا زبان حال آنها چنين بوده است و يا برخى به برخى ديگر گفتند ؟ خدا بهتر مىداند . پرسش : خداوند در آيهء 43 به پيامبرش فرمود : « چرا به آنان رخصت دادى ؟ » و در اين آيه مىگويد : « خداوند بيرون رفتن آنها را دوست نداشت و از جنگ بازشان