آگاه است . ( 47 )
پيش از اين هم فتنهگرى مىكردند و كارها را براى تو واژگونه جلوه مىدادند تا آنگاه كه حق فراز آمد و فرمان خداوند آشكار شد ، در حالى كه از آن كراهت داشتند . ( 48 )
واژگان
العدّة : ساز و برگ .
انبعاثهم : بيرون شدن آنان .
فثبّطهم : ارادهء آنان را سست كرد .
الخبال : تزلزل در رأى .
خلالكم : ميان شما .
الفتنة : مراد از فتنه در اينجا ايجاد ترديد در دين و ترسانيدن از دشمنان است .
قلّبوا لك الامور : با هرشكلى به تو نيرنگ مىكنند .
تفسير
لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ .
مادامى كه جهاد واجب است ، رخصت خواستن چه دليلى مىتواند داشته باشد ؟ آيا مؤمن واقعى اجازه مىخواهد كه نماز بخواند ، روزه بگيرد و بگويد : لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه ؟
إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ .
اين آيه و آيهء قبلى از لحاظ مفهوم بر معناى يكديگر دلالت دارند ؛ زيرا معناى اين جمله : « شخص باايمان براى خوددارى از شركت در جهاد ، رخصت نمىگيرد » آن است كه ، « شخص بىايمان اجازه مىگيرد » و معناى اينكه فرد بىايمان اجازه مىگيرد آن است كه باايمان اجازه نمىگيرد . خداوند به سبب تأكيد و اثبات اين معنا ، ميان دو آيه جمع كرده است .